close
تبلیغات در اینترنت
یامهدی(عج)

یا صاحب الزمان ادرکنی

یامهدی

علت تأخیر ظهور چیست؟

در برخی روایات چنین نقل شده که تا زمین از ظلم و ستم و فساد پر نشود حضرت مهدی(عج) نمی آید. با مطالعه این روایات اولین اشکالی که به ذهن می آید آن است که آیا گروهی  که خود را اهل حق می دانند و در ترویج حق و دین الهی تلاش می کنند و حتی در این مسیر جان خود را نیز ایثار می کنند عامل به تأخیر افتادن ظهور نیستند؟ اگر بخواهیم به ظهور و نزدیک تر شدن آن کمک کنیم باید به نشر بدیها تلاش کرد یا لااقل سکوت اختیار کرد تا هر چه سریعتر جامعه از این بدیها پر شود تا آنکه با آنها مبارزه کنیم؟ اگرچه روایات متعددی با این مضمون کلی آمده اند اما هیچ یک پر شدن جهان از ظلم و بدی را شرط ظهور ندانسته اند بلکه این ویژگیها مربوط به ظرف زمانی ظهور است نه شرط ظهور. برای شناخت تفاوت این دو به ادامه مطلب توجه کنید.

شرط ظهور

میان آنچه وظیفه است و آنچه به طور قهری و طبیعی پیش می آید تفاوت اساسی وجود دارد: پر شدن زمین از ظلم و فساد، وضعیتی است که به طور اجبار و طبیعی در آن زمان رخ خواهد داد و احادیث در واقع بیان کننده وضعیت و جریان عمومی جامعه در زمان ظهور است. اما وظیفه ما، در آن زمان نیز در احادیث معلوم شده و آن چیزی نیست جز "انتظار فرج" که شخص منتظر باید صلاح و اصلاح پیشه کند و شرط ظهور که زمینه سازی برای پذیرش عدالت است را مهیا سازد.

بنابراین وظیفه اصلاح خود و دیگران و تلاش در این زمینه، نه تنها ظهور را به تأخیر نمی اندازد بلکه زمینه تعجیل در ظهور را فراهم می سازد.

در توقیعی که از امام زمان(عج) خطاب به شیخ مفید صادر شده چنین آماده است: "ما با تو، ای دوست مخلص که در راه ما با ظالمین به جهاد برخاسته ای و خداوند تو را به همان نصرتی یاری دهد که پیشینیان از دوستان صالح ما را یاری داد – عهد می بندیم که هر کسی از برادران دینی تو که تقوای پروردگارش را پیشه سازد و حقوقی که بر عهده اش هست را به مستحقانش برساند در آن فتنه ویرانگر و امتحانات تاریک گمراه کننده اش در امان باشد .... و اگر شیعیان ما – که خداوند توفیق طاعتش را به آن ها ارزانی کند – در وفای به عهدی که بر عهده شان است، همدل گردند، یُمن و برکت دیدار ما از آنها به تأخیر نخواهد افتاد و سعادت مشاهده ی ما، در حالی که به حق معرفت ما رسیده و صداقتشان نسبت به ما آشکار شده باشد، به سوی آن ها شتاب خواهد کرد. پس چیزی ما را از آن ها دور نمی دارد جز اموری از آنها که ما آن امور را ناپسند می داریم و انجامش را از جانب آن ها روا نمی شمریم."

وجود ظلم و ستم و تباهی در عصر غیبت و نزدیک به ظهور مهدی موعود از مسائلی است که مربوط به ظرف زمانی ظهور است نه شرط ظهور، انتظار فرج، اصلاح خود و جامعه و تلاش و مجاهدت برای پیشبرد اهداف اسلام، تقوا و همدلی شیعیان و عدالت خواهی است که زمینه ظهور را فراهم می کند و چنین شخصی را که منتظر واقعی است در صف یاران حضرت قرار می دهد

دو نکته از این بیانات قابل فهم است: یکی آنکه علت اصلی تأخیر در ظهور، عدم همدلی و تقوای شیعیان است که زمینه های پذیرش عدالت وابسته به آن است، دوم تأیید و تقدیر تلاش شیخ مفید در راه اعتلای اسلام و اهداف آن است اگر این کار ظهور را به تأخیر می انداخت هیچگاه حضرت وی را مورد ستایش خویش قرار نمی داد.

اگر در روایت سخن از ظلم و بدی در جامعه مطرح است همانطور که گفتیم مربوط به ظرف زمانی ظهور است نه شرط ظهور، برای روشن شدن مطلب به این مثال توجه کنید:

شخصی به دوست خود می گوید: "روز جمعه به دیدار تو خواهم آمد" معنای این جمله یقیناً این نیست که دیدن به روز جمعه وابسته باشد به طوری اگر جمعه این دیدار صورت نگیرد کلاً دیدار منتفی است. پس معنای جمله این است ظرف دیدار روز جمعه است. و معنای اصلی و مورد نظر، خود دیدن است و ربطی به روز جمعه ندارد، تنها این اتفاق در آن روز رخ می دهد، همانطور که در هر روز دیگری نیز امکان پذیر است.

اما اگر سخن از رفتن به نماز جمعه در روز جمعه باشد. منظور تنها ظرف زمانی نیست بلکه شرط هم در آن وجود دارد، یعنی اینطور نیست که اگر روز جمعه نتوانیم به نماز جمعه برویم روز دیگری بتوانیم برویم.
امام زمان

براساس این مطالب ظرف زمانی ظهور در زمانی است که ظلم و ستم فراگیر شده باشد، اما شرط ظهور نیست بلکه شرط ظهور آن است که انسان های صالح و عدالت جویی در آن زمان باشند تا در آن قیام جهانی حضرت را یاری می کنند و در واقع این افراد زمینه سازان ظهور خواهند بود.

شهید مطهری نیز در جواب این افراد چنین می گوید: این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود(عج) و این نوع انتظار فرج با موازین اسلامی و قرآن مطابقت ندارد. چرا که بر اساس آیات قرآن ظهور حضرت حلقه ای از حلقات مبارزه ی اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. تنها کسی از این سعادت بهره مند خواهد بود که در گروه اهل حق باشد. و قرآن نیز آن را به صالحان و متقین داده است. "و لقد کتبنا فی الذبور من بعد الذکرأن الارض یدثها عبادی الصالحون" (انبیاء /105)

قطعاً در زبور پس از ذکر تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد و یا در سوره اعراف آیه 128 می فرماید: "أنّ الارض یرثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین" زمین از آن خداست، آن را به هر کسی از بندگانش که بخواهد، می دهد و عاقبت از آن پرهیزکاران است.

ظرف زمانی ظهور در زمانی است که ظلم و ستم فراگیر شده باشد، اما شرط ظهور نیست بلکه شرط ظهور آن است که انسان های صالح و عدالت جویی در آن زمان باشند تا در آن قیام جهانی حضرت را یاری می کنند و در واقع این افراد زمینه سازان ظهور خواهند بود

روایتی از امام صادق علیه السلام به نقل از شیخ صدوق تکلیف خوبان و بدان را در عصر غیبت مشخص می کند و بر همه ی شبهات موجود در این زمینه خط بطلان می کشد و آن این است که: "امر ظهور تحقق نمی پذیرد دیگر اینکه هر یک از شقی و سعید به نهایت کار خود برسد." پس سخن از نبود سعید نیست و تنها وجود شقی نیست بلکه هر دو گروه و نزاع بین این دو و پیروزی گروه سعید مطرح است چرا که به محض ظهور افراد زبده و صالح و عدالت خواه خلق نمی شوند بلکه اینها باید حضور داشته و پرورش یابند و از نظر کیفیت ارزنده ترین اهل ایمان و در ردیف یاران سید الشهدا باشند. پیش بینی های موجود در روایات نیز این استدلال را تأیید می کند، زیرا در آستانه ظهور قیام های متعددی از سوی اهل حق صورت می گیرد مانند قیام یمانی البته طبیعی است که این جریان ها نیز بدون زمینه قبلی رخ نمی دهد بلکه با برنامه ریزی و در طول زمان به وقوع می پیوندد.

همچنین در روایات سخن از دولت حقی است که تا قیام مهدی موعود(عج) ادامه خواهد یافت.

از مجموع آیات و روایات چنین استنباط می شود که مبارزات حق و باطل تا قیام قائم(عج) ادامه خواهد داشت و در واقع ظهور آخرین حلقه مبارزه بین حق و باطل است.

 
چکیده کلام ....

وجود ظلم و ستم و تباهی در عصر غیبت و نزدیک به ظهور مهدی موعود از مسائلی است که مربوط به ظرف زمانی ظهور است نه شرط ظهور، انتظار فرج، اصلاح خود و جامعه و تلاش و مجاهدت برای پیشبرد اهداف اسلام، تقوا و همدلی شیعیان و عدالت خواهی است که زمینه ظهور را فراهم می کند و چنین شخصی را که منتظر واقعی است در صف یاران حضرت قرار می دهد.

                                                                                                                                                            مریم جعفری

                                                                                                                                                       استاد دانشگاه

                                                        
منبع:

1-     آیت الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص247-150

2-     سید حسین حسینی، یاد محبوب، ص105-106

3-     طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص325

4-     آیت الله سید حسن شیرازی، کلمة الامام المهدی، ج1، ص198-200

5-     شهید مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج)، ص62-68



:: برچسب‌ها: یامهدی(عج) , علت تأخیر ظهور چیست؟ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
مام زمان(عج) و نشان از حضرت موسی(علیه‌السلام)

اامام زمان علیه السلام به تنهایی وارث همه پیام آوران خدا و امامان نور است. یک تنه تحقق بخش هدفهای بلند و انسانی آنان، عصاره وجود و چکیده شخصیت و فشرده ارزشهای حاکم بر زندگی آنان است. همچنان که شگفت انگیزترین ویژگی ها و نشانه ها و امتیازات هر کدام از آن قهرمانان تاریخ ساز و افتخار آفرین را با خود به همراه دارد. وقتی که با تامل در اوصاف، والایی ها و نشانه های خاص پیامبران الهی می اندیشیم چکیده همه آن برتری ها را در امام زمان(عج) می توان خلاصه دید،  بیان کردن شباهت های امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف و پیام آوران خدا و امامان در این مجال نمی گنجد لذا بر آن آمدیم که در این نوشتار شباهت آن حضرت با حضرت موسی علیه السلام را بیان کرده و شناخت خویش از آن حضرت را بالاتر برده و قدر بزرگترین نعمت خداوند را بشناسیم.

امام زمان ارواحنا له الفداه از جهات بسیاری شباهت فراوان به موسای کلیم، آن پیامبر بزرگ خدا دارد . موسی علیه السلام دوران بارداری مادرش، مراحل رشدش در عالم رحم و ولادتش به طور پنهانی و دور از چشم جاسوسان و جلادان رژیم سیاهکار حاکم انجام پذیرفت.

در زندگی پر فراز و نشیب خویش دو غیبت کوتاه مدت و بلند مدت بسوی میقات و مدین داشت که نخستین آن بیست و هشت سال و دومین غیبت آن حضرت چهل شب به طول انجامید و در هر دو غیبت جامعه و مردم از برکت او به ظاهر بی بهره بودند.(سوره اعراف آیه 143)

او زیر فشار رژیم سفاک و فرعونی بود و جان گرامی اش در خطر.(سوره قصص،آیه21)

مردمش در زمان غیبتش در سخت ترین فشارها و سهمگین ترین استبداد، اختناق و سانسور گرفتار بودند که پسرانشان را اعدام و دخترانشان را به خدمت می گماشتند.(سوره بقره آیه 40)

ششمین امام نور حضرت صادق علیه السلام در این مورد می فرماید: آن گاه که فرعون، رهبر خودکامه مصر دریافت که رژیم بیدادش به دست کودکی از بنی اسرائیل نابود خواهد شد دستور داد تا شکم زنان باردار بنی اسرائیل را بدرند و آنجا بود که در جستجوی آن کودک موعود بیش از بیست هزار نوزاد را نابود کرد اما توان کشتن موسی را نیافت و او در پرتو قدرت بی مانند و حفاظت خدای توانا زنده ماند و بارگاه بیداد فرعون را در هم کوبید و وعده خداوند به انسان ها تحقق یافت

فرزند گرانمایه حضرت عسگری علیه السلام در همه این موارد به موسای کلیم آن پیامبر یزرگ شباهت دارد و چکیده ای از ویژگی ها و امتیازات او را خداوند به این اصلاحگر بزرگ جهانی عنایت کرده است.
حضرت موسی

آری همانگونه که بیدادگران سیاهکار عصر موسی علیه السلام در رویارویی با ارداه تاریخ ساز آفریدگار هستی، نقشه کشیدند تا از ولادت آن قهرمان دگرگون ساز جلوگیری کنند و به خیال خام خویش، همچنان خود روند تاریخ را رقم زنند و یکه تاز میدانها باشند، درست خلافت سیاهکار بنی عباس نیز در همان حال و هوا بود و با همه وجود و امکانات بر این پندار بود که از تحقق وعده خدا در مورد ولادت آخرین امام نور جلوگیری به عمل بیاورد. به همین جهت پدر گرانمایه آن قهرمان موعود را در دل اردوگاه نظامی و در حلقه جاسوسان و مزدوران زندانی ساخت تا بدینوسیله از کوچکترین رویداد در بیت رفیع خاندان وحی و رسالت با خبر باشد. غافل از اینکه ارداه ای قادر و آگاه بر کران تا کران طبیعت و تاریخ حاکم است.

آنچنان که خداوند فرموده است:

ما بر آن هستیم که بر پایمال شدگان و تضعیف شدگان روی زمین نعمت ارزانی داریم و آنان را به برکت آگاهی و تقوا، پیشوایان عصرها و نسلها ساخته و وارثان زمین و زمان سازیم.(سوره قصص آیه5)

و تاریخ گواه است که همانگونه که زورپرستان کور دل عصر طلوع کلیم الله از تحقق وعده تغییر ناپذیر خدا، عاجز و زبون بودند و او به اراده خدا در قلمرو قدرت پوشالی آنان به دنیا آمد و در پرتو اراده خدا آن بساط سیاه و بیداد را به امواج توفنده نیل سپرد.

ارتجاع وامانده عباسی نیز با همه سیاهکاری ها همه نقشه هایش بی اثر ماند و در سحرگاه جاودانه پانزده شعبان در محاصره دژخیمان و جاسوسان دوازدهمین خورشد جهان افروز جهان را را به نور خویش نورباران ساخت.

امام زمان علیه السلام به تنهایی وارث همه پیام آوران خدا و امامان نور است. یک تنه تحقق بخش هدفهای بلند و انسانی آنان، عصاره وجود و چکیده شخصیت و فشرده ارزشهای حاکم بر زندگی آنان است.همچنان که شگفت انگیز ترین ویژگی ها و نشانه ها و امتیازات هر کدام از آن قهرمانان تاریخساز و افتخار آفرین را با خود به همراه دارد

ششمین امام نور حضرت صادق علیه السلام در این مورد می فرماید:

آن گاه که فرعون، رهبر خودکامه مصر دریافت که رژیم بیدادش به دست کودکی از بنی اسرائیل نابود خواهد شد دستور داد تا شکم زنان باردار بنی اسرائیل را بدرند و آنجا بود که در جستجوی آن کودک موعود بیش از بیست هزار نوزاد را نابود کرد اما توان کشتن موسی را نیافت و او در پرتو قدرت بی مانند و حفاظت خدای توانا زنده ماند و بارگاه بیداد فرعون را در هم کوبید و وعده خداوند به انسان ها تحقق یافت. جریان دودمان اموی و عباسی نیز با خاندان پیامبر اینگونه است. آنان نیز هنگامی که در یافتند که استبداد سیاه آنان و دیگر بیدادگران تاریخ به دست توانای قائم ما نابود خواهد شد از این رهگذر با ما خاندان وحی و رسالت به کینه توزی پرداختند و با همه قدرت و شقاوت به کشتن اهل بیت برخاستند تا به پندار بیهوده و پوچ خویش قائم آل محمد را از میان بردارند. اما خدای توانا هرگز اجازه نداد که رازش بر انان فاش شود و کسی توان زیان رساندن به آن وجود گرانمایه و عزیز را داشته باشد، چرا که خدای توانا جز به کمال رسانده نور خویش اذن نمی دهد گرچه کافران را خوش نیاید.(ینابیع الموده ص116، منتخب الاثر ص205)

امام علی علیه السلام در این باره در نهج البلاغه شریف می فرماید:

آری بسان کلیم الله و در شرایط ویژه ای جهان را به نور وجودش روشن ساخت.

و همانطور که در زمان غیبت حضرت موسی مردم در سخت ترین فشارها و سهمگین ترین استبدادها به گفته قرآن کریم قرار داشتند هم اکنون نیز مردم مسلمان جهان در زیر بار ظالمان تاریخ به سر می برند و شیعیان آن حضرت در فراق و نبود آن امام همام در اندوه و فشار زیادی به سر می برند.

 به امید ظهورت یا صاحب الزمان...

فرآوری: فاطمه زین الدینی
  

منابع:

قران کریم

نهج البلاغه

ینابیع الموده

منتخب الاثر

دیدار یار،ج1



:: برچسب‌ها: مام زمان(عج) و نشان از حضرت موسی(علیه‌السلام) , یامهدی(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
غایب بودن ما و ظاهر بودن امام زمان

زمین تاریك می‌شود، ما را ظلّ گرفته، نه شمس را! ما چون آن شمس را نمی‌بینیم، می‌گوییم: آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است و هم سایر نظام كیهانی روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته، این سحاب هم جلوی آن را نگرفته؛ بلكه مانع ما شده؛ ولی بالأخره از او بر می‌آید كه مشكل ما را حل كند. بنابراین هدف خلقت این است كه ما فقط عبادت كنیم

 بزرگانی كه معارف روایات را به جد فهمیدند و باور كردند، گفته‌اند: ما دو تا درس داریم؛ یك درس عمومی داریم كه با این طلبه‌ها می‌رویم در مسجد و حسینیّه، درس می‌خوانیم؛ یك درس خصوصی هم داریم. هم بحث‌های ما و هم‌شاگردی‌های ما دیگر اینها نیستند! بلكه یك تكّه آهن است، یك تكّه چوب است، یك تكّه سنگ، ما چهارمی آنها هستیم. یك سنگ است و یك چوب است و یك آهن و من زید، چهارمی آنها. آن چوب چیست؟ آن سنگ چیست؟ آن آهن چیست كه شما چهارمی آنها هستی؟! اگر داوودی بود و آهن سردی بود و آن آهن به دست داوود نرم شد، نه قلب ما از آهن سخت‌تر است، نه وجود مبارك ولیّ عصر از داوود كمتر است. پس چرا این دل را به او ندهیم و نرمش نكنیم؟! ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا!! آن چوب كیست؟ آن چوب همین استن حنّانه است. این حكایت را هم شیعه نقل كرده است، هم سنّی! وجود مبارك پیغمبر(صلی الله علیه و آله) به حالت ایستاده، به ستون چوبی «مسجد مدینه» تكیه می‌داد و سخنرانی می‌كرد. به حضرت عرض كردند: شما اگر ایستاده، سخنرانی كنید، سختتان است. خسته می‌شوید؛ اجازه بدهید منبر تهیّه كنیم. اجازه فرمودند، منبر سه پلّه‌ای تهیّه شد. مستمعان هم حاضر بودند. وجود مبارك پیغمبر از این ستون به طرف این منبر حركت كرد. دیدند این ستون جزع می‌كند از مفارقت حضرت! این را همه دیدند. وجود مبارك حضرت برگشت، این ستون را بغل كرد. مثل یك دوست، این ستون آرام شد.

بنواخت نور مصطفی آن استن حنّانه را

كمتر ز چوبی نیستی، حنّانه شو، حنّانه شو(1)

در زمان غیبت از شما چگونه استفاده می‌كنند، فرمود: مثل آفتاب پشت ابر است؛ یعنی شما غایبید، نه ما! آفتاب محجوب است یا ما محجوب؟ این ابر، جلوی آفتاب را گرفته یا جلوی ما را گرفته؟ در جریان ظلّ گرفتن و كسوف و خسوف چطور است؟! آن را ظلّ گرفته یا ما را ظلّ گرفته؟! ما را ظلّ گرفته. یعنی وقتی زمین بین ما و شمس فاصله شد، آنجا كه رو به آفتاب است كه كاملاً نور دارد. سایه ماه می‌افتد روی زمین، زمین را ظلّ می‌گیرد، زمین تاریك می‌شود، ما را ظلّ گرفته، نه شمس را!

این رفیق دوم ما!

مرحوم شیخ طوسی و نیز جناب زمخشری در «كشّاف» نقل كرده؛ یعنی هم سنّی‌ها نقل كردند، هم شیعه‌ها كه وجود مبارك پیغمبر(ص) فرمود:

«یك سنگی بود در جاهلیت، قبل از اینكه من پیغمبر بشوم، هر وقت من را می‌دید، سلام می‌كرد.(2)

الآن هم من آن سنگ را می‌شناسم. این رفیق سوم ما.

آنهایی كه به جایی رسیدند، بعد به خدمت حضرت ولیّ عصر(عج) می‌رسیدند، شدند بحرالعلوم. آنها یك درس خصوصی هم داشتند. از این درس‌های عمومی اگر كسی به مقصد می‌رسید، ما هم از مستان این می‌بودیم؛ ولی این طور نیست! حدّاكثر این است كه آدم جهنّم نرود، بهشت برود، «جنّات تجری من تحتها الانهار» نصیبش بشود، همین! امّا اینكه «عند ملیك مقتدر»(3) باشد، اینها نصیبش نمی‌شود!! وجود مبارك حضرت چون قائم است، اینها را می‌پروراند و چون قائم است، سعی می‌كند كه قعود ما به قیام ما تبدیل بشود كه آن حضرت ظهور بكند  و این‌گونه شاگردان خاص را می‌پروراند. آنها كسانی‌اند كه وقتی حضرت ظهور كرد، به دیوار كعبه تكیه داد و قرائت فرمود: أنا بقیّه الله،(4) بقیّه الله خیر لكم ان كنتم تعلمون،(5) همه می‌شنوند، در كوتاه‌ترین مدّت خود را به پیشگاه آن حضرت می‌رسانند. حالا اگر آن ظهور عمومی پیدا نشود؛ ظهور خصوصی و شاگردی خصوصی كه ممكن است.
امام زمان

ظاهر بودن حضرت ولیّ عصر(عج)

وجود مبارك حضرت فرمود: آفتاب بالأخره هست، این ابر جلوی چشم شما را گرفته، شما غایبید، نه ما! اینكه در جواب آن سۆال كه در زمان غیبت از شما چگونه استفاده می‌كنند، فرمود: مثل آفتاب پشت ابر است؛ یعنی شما غایبید، نه ما! آفتاب محجوب است یا ما محجوب؟ این ابر، جلوی آفتاب را گرفته یا جلوی ما را گرفته؟ در جریان ظلّ گرفتن و كسوف و خسوف چطور است؟! آن را ظلّ گرفته یا ما را ظلّ گرفته؟! ما را ظلّ گرفته. یعنی وقتی زمین بین ما و شمس فاصله شد، آنجا كه رو به آفتاب است كه كاملاً نور دارد. سایه ماه می‌افتد روی زمین، زمین را ظلّ می‌گیرد، زمین تاریك می‌شود، ما را ظلّ گرفته، نه شمس را! ما چون آن شمس را نمی‌بینیم، می‌گوییم: آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است و هم سایر نظام كیهانی روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته، این سحاب هم جلوی آن را نگرفته؛ بلكه مانع ما شده؛ ولی بالأخره از او بر می‌آید كه مشكل ما را حل كند. بنابراین هدف خلقت این است كه ما فقط عبادت كنیم، یعنی اطاعت. چون بخش پایانی سوره «ذاریّات» یك قضیه نیست كه بشر برای عبادت خلق شد، دو تا قضیه است، یكی موجبه، دیگری سالبه. نفرمود: «خلقت الجنّ و الانس لیعبدون»، فرمود: «و ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛ یعنی برای غیر عبادت خلق نشد. بنابراین اگر كسی كارهای عادّی انجام بدهد كه حرام نیست؛ ولی اثر دینی ندارد. لهو و لعب است، معصیت نیست، او در این 10 ساعت یا 20 ساعت در راستای خلقت حركت نكرده است. او، هم باید قضیه موجبه را حفظ بكند، هم قضیه سالبه را تا جمیع شئونش بشود انّ صلاتی و نسكی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین.

زمین تاریك می‌شود، ما را ظلّ گرفته، نه شمس را! ما چون آن شمس را نمی‌بینیم، می‌گوییم: آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است و هم سایر نظام كیهانی روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته، این سحاب هم جلوی آن را نگرفته؛ بلكه مانع ما شده؛ ولی بالأخره از او بر می‌آید كه مشكل ما را حل كند. بنابراین هدف خلقت این است كه ما فقط عبادت كنیم

چنین انسانی، خلیفه كامل است و در عصر كنونی وجود مبارك ولیّ عصر(عج)، یعنی مهدی شخصی موجود موعود از یك سو، قائم غایب (علیه آلاف التحیّه والثناء) از سوی دیگر است كه جمعیّت را می‌برد به سمتی كه به مصداق: و ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون عمل می‌كنند و همه كارها می‌شود عبادی. تولید می‌شود عبادی، مصرف می‌شود عبادی، هنر می‌شود عبادی، ادبیات می‌شود عبادی ... ؛ هم حسن فعلی دارد، هم حسن فاعلی. هم كار خوب می‌كند، هم برای رضای خدا می‌كند.

اگر كسی آدم خوبی باشد؛ ولی كارش بازی باشد، معصیت نكرده، مۆمن هست؛ امّا چون یك ركن را از دست داده، به هدف نمی‌رسد یا كارش كار خوبی است، به نفع جامعه است؛ ولی او موحّد نیست؛ چون فاقد حسن فاعلی است، یك گوشه را از دست داده است. ما به سمتی در سایه آن حضرت حركت می‌كنیم كه هم حسن فاعلی داشته باشیم، هم حسن فعلی بشود جمیع شئون ما لله، آن وقت بشر به این وضع می‌رسد،آنگاه می‌شود، لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.(6)

پی‌نوشت‌ها:

1. كلّیات شمس، غزل 2130.

2. الأمالی طوسی، ص 341.

3. سوره قمر (54)، آیه 55.

4. الكافی، ج 1، ص 472.

5. سوره هود (11)، آیه 86.

6. سوره توبه (9)، آیه 33.



:: برچسب‌ها: یامهدی(عج) , غایب بودن ما و ظاهر بودن امام زمان(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
نعمت وجود امام زمان(عج)

از جمله نعمت‌های باطنی و ارزشمند که خداوند به ما ارزانی داشته و ما آن گونه که شایسته است قدر آن را نمی‌دانیم، نعمت وجود امام زمان(عج) است. ایشان متعلّق به گروه یا فرقة خاصّی نیست؛ او متعلّق به همه است. او واسطه رحمت و فیض الهی است. هر کس هر چه دارد، به برکت وجود اوست، امّا اکثر مردم او را نمی‌شناسند و با وی ارتباط ندارند.

یکی از دلایل این معضل بزرگ این است که مردم آن طور که باید امام را نمی‌شناسند، معنای نگه داشتن حرمت حضرت مهدی(عج) را نمی‌دانند و برای ایشان ارج و بهایی قائل نیستند.

اگر ما نسبت به حضرت مهدی(عج) شناخت داشته باشیم و ایشان را حاضر و ناظر بر اعمال خود ببینیم، کاری را که ایشان دوست ندارند و نمی‌پسندند، هرگز انجام نمی‌دهیم، در نقطه مقابل کسانی که از این شناخت محروم هستند، به جاهلیّت درون خود رجوع کرده و مرتکب گناهان بسیاری می‌شوند.

این افراد در حقیقت مصادیق این حدیث مشهورند که:

«مَن ماتَ وَ لَمْ یَعرِفُ إمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَة جاهِلِیَّة؛

کسی که بمیرد در حالی که امام زمان خود را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» دلیل دیگر کردار ناپسندانه ما در محضر خدا و امام زمان(عج) غفلت است. ما خدا و امام زمان(عج) را می‌شناسیم و حضور او را حس می‌کنیم. معرفت امام در دل ماست و دوست هم نداریم از او دور باشیم، امّا دست به کارهایی می‌زنیم که موجب می‌شوند، خداوند و اهل بیت(علیهم السلام) از ما متنفّر گردند. این به غفلت ما باز می‌گردد. باید برای زدودن گرد و غبار غفلت از خانة دل خود چاره‌ای بیندیشیم.

 
راه‌های ارتباط با امام زمان(عج)

سۆالی که هم اکنون در مقام پاسخ‌گویی به آن هستیم، این است که برای بهره‌مندی از نعمت‌های باطنی، به ویژه نعمت وجود مبارک امام عصر(عج) چه باید بکنیم؟ نكتة قابل توجّه، این است که جوان‌ها بهتر می‌توانند این راه را طی نموده و با حضرت ارتباط برقرار کنند؛ چرا که گناهنشان کمتر و دلشان پاک‌تر است. اگر هم یکی دو گناه مرتکب شده باشند، موفّق به استغفار می‌شوند.

حضرت ولیّ عصر(عج) هرگز ما را فراموش نمی‌کند و اگر اهلیّت و لیاقت پیدا کنیم، بی‌گمان به سراغ ما می‌آید، آن هم در سخت‌ترین مواقع و در زمانی که بسیار محتاج او هستیم؛ به شرط آنکه او را خالصانه یاد كنیم. هر چه این یاد و ذکر، خالص‌تر و زیباتر باشد، مۆثّرتر و کارسازتر خواهد بود

در زیارت اهل بیت(علیهم السلام) یا توجّه و ارتباط قلبی با امام عصر(عج) نباید به کم راضی شویم. خود امام را بخواهیم. اگر او یک لحظه کنار ما بنشیند، همه چیز درست می‌شود.

چه بسیار افرادی که با یک دیدار امام به هر چه می‌خواستند، رسیدند. چرا یک کفّاش باید از صدای کفش آقا، ایشان را بشناسد، امّا ما هیچ نصیبی از آقای خود نبریم.

اگر به اندازه ارادتی که به دوستان خود داریم، به امام ارادت داشته باشیم، به وصال او خواهیم رسید. متأسّفانه برخی از ما به اندازه سرگرمی دنیوی نیز برای امام خود ارزش قائل نیستیم و توقّع داریم دیدار آن حضرت نصیب ما نیز بشود. توجّه، عبادت، پشتکار و استقامت، اخلاص و تصمیم جدّی برای دیدار امام زمان(عج) به ایجاد رفاقت با ایشان، کمک شایانی می‌کند. باید در دل شب از خواب شیرین بیدار شویم و مناجات کنیم. باید همه کارهای خود را رنگ خدایی بدهیم؛ برای خدا نشست و برخاست کنیم. برای خدا سخن بگوییم و برای خدا درس بخوانیم. برای خدا کار کنیم. هر گاه این گونه شدیم، به وصال امام زمان(عج) نیز خواهیم رسید.

دعا برای سلامتی و فرج آن حضرت نیز در تحقّق این امر بسیار مۆثّر است. همان کاری که همه ائمّة معصومین(علیهم السلام) به آن مبادرت می‌ورزیدند. در برخی از کتاب‌های روایی، این عبارت از امام حسین(علیه السلام) نقل شده است که به هنگام شهادت حضرت علی اصغر(ع) فرمودند: «خدایا! حال که یاری تو از علی اصغر من دریغ شد، یاریت را از فرزندم که روزی ظهور خواهد کرد، دریغ مدار».

 
برای ایجاد ارتباط قلبی با آن حضرت چند راه وجود دارد:

1. به یاد آن حضرت بودن!

ما باید همواره به یاد آن حضرت باشیم و او را فراموش نکنیم تا ایشان هم از ما یاد کنند. در «قرآن» آمده است:

«پس یادم کنید تا یادتان کنم.»

حضرت آیت الله مظاهری ـ دامت برکاته ـ می‌فرمود: روز‌های آخر عمر علّامه طباطبایی(ره) بود. حال مساعدی نداشتند. با عدّه‌ای از شاگردان علّامه، برای عیادت به خدمت ایشان مشرّف شدیم. بحث‌های مختلفی مطرح شد. با خود گفتم خوب است که از آقا بخواهیم مطلبی بگویند تا از این دیدار خود بهره‌ای برده باشیم. عرض کردم: آقا! مطلبی بفرمایید تا استفاده کنیم. علّامه در فکر فرو رفتند و بعد فرمودند: چیزی به خاطرم نمی‌آید؛ جز این آیه:

«فَاذکُرُنِی أَذکُرکَم وَاشکُرُوا لِی وَ لاتَکفُرُنِ؛

یادم کنید تا یادتان کنم و سپاسم را بگویید و ناسپاسی نکنید.»
ظهور

چه کسی بیش از خدا به گردن ما حق دارد؟ چه کسی مانند خدا ستّار‌العیوب است و بدی‌های ما را پوشانده است؟ چه کسی مانند او آبروی ما را در جمع حفظ کرده و ما را از رسوا شدن نگه داشته است؟ او حتّی به ما می‌گوید غیبت دیگری را نکنید. اگر کار بدی از ما سر بزند، او اجازه نمی دهد دیگران آن را فاش کنند. او حتّی به ما می‌گوید: حق ندارید گناهی که مرتکب شده‌اید، به کس دیگری بگویید. آیا چنین معبودی شایسته شکر و ذکر و پرستش نیست؟

تعالیم دین اسلام به ما یاد داده است که در نماز شب، چهل مۆمن را یاد کنیم. مۆمن چه کسی است؟ کسی که مسلمان باشد و امام علی(علیه السلام) را نیز دوست بدارد. گنه‌کار بودن و زن یا مرد بودن در این مسئله تأثیری ندارد. وقتی در نماز شب دستمان را بالا می‌بریم و می‌گوییم: «اَلّلهمَّ اغفِر لِفُلان»، اگر توجّه داشته باشیم، درمی‌یابیم که معمولاً اسامی کسانی به ذهن ما می‌آید که یا بسیار به ما محبّت کرده‌اند یا خیلی ما را آزار داده‌اند. بیشتر، کسانی را به یاد می‌آوریم که یا بسیار دوستشان داریم یا با آنها خیلی مشکل داریم؛ این حالت، خیلی زیباست. خدا این کار را دوست دارد. می‌خواهد دل‌هایمان را به هم نزدیک کند. اینکه کسی در دل شب بر می‌خیزد، با خدا مناجات می‌کند و در قنوت نماز با اشتیاق، مۆمنان را دعا می‌کند، لطف خداست.

خدا به بنده‌هایش می‌گوید: یادم کنید تا شما را یاد کنم. امام عصر(عج) آینه تمام‌نمای خدای تعالی است. او بزرگ‌ترین آیه خداست. اگر او را یاد کنیم، او نیز ما را یاد می‌کند. هرچه بیشتر او را یاد کنیم، او نیز بیشتر از ما یاد می‌کند. یادی كه ما از امام عصر(عج) می‌کنیم با یادی که او از ما می‌کند، تفاوت بسیار دارد. خداوند به پیامبرش می‌فرماید:

«وَصِّل عَلَیهِم إِنَّ صَلوتَکَ سَکَنٌ لَهُم؛

بر این امّت درود فرست، درود تو باعث آرامش آنهاست.»

آیا اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای ما از خداوند طلب سلامتی کند، با طلب سلامتی ما برای ایشان یکی است؟ دعای پیامبر(صلی الله علیه و آله) همیشه مستجاب است، ولی دعای ما همیشه مستجاب نیست. ما کسی نیستیم که خداوند همواره دوستمان بدارد، ولی پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خداوند، همیشه دوست می‌دارد.

از آنچه گفته شد، اهمّیت تعظیم شعائر بیشتر آشکار می‌شود. در چراغانی خیابان‌ها، نصب پرچم‌های سیاه، گریستن، عزاداری کردن، به پا کردن جلسات سرور و... عبادت و ذکر و یاد خدا و اهل بیت(علیهم السلام) نهفته است..

حضرت ولیّ عصر(عج) هرگز ما را فراموش نمی‌کند و اگر اهلیّت و لیاقت پیدا کنیم، بی‌گمان به سراغ ما می‌آید، آن هم در سخت‌ترین مواقع و در زمانی که بسیار محتاج او هستیم؛ به شرط آنکه او را خالصانه یاد كنیم. هر چه این یاد و ذکر، خالص‌تر و زیباتر باشد، مۆثّرتر و کارسازتر خواهد بود.

راه دیگر ارتباط معنوی با حضرت، دوری از گناه است. بر ماست که از تمامی کارهایی که باعث آزردن آن حضرت می‌شوند، پرهیز کنید. امام عصر(عج) از گناه نفرت دارد و ما نیز باید به گونه‌ای باشیم که حتّی اگر زمینة گناه پیش آمد، به احترام آن حضرت گناه نکنیم

2. توسّل

یکی دیگر از راه‌های رسیدن به دیدار حضرت ولیّ عصر(عج)، توسّل به اهل بیت(علیهم السلام) است. این بسیار شایسته و پسندیده است که توفیق زیارت امام زمان(عج) را از محضر خود اهل بیت(علیهم السلام) درخواست نماییم. نه تنها در این مورد، بلکه در تمامی امور زندگی خود، نباید توکّل به خدا و توسّل به ذات مقدّس اهل بیت(علیهم السلام) را فراموش نماییم. اگر اهل توسّل باشیم، بی‌ایمانی در زندگی ما داخل نمی‌شود و بسیاری از گرفتاری‌هایی که دیگران دارند، نخواهیم داشت. اهل بیت(علیهم السلام) و توسّل به آنها هم مایه دل‌خوشی ما در زندگانی است.

3.دوری از گناه

راه دیگر ارتباط معنوی با حضرت، دوری از گناه است. بر ماست که از تمامی کارهایی که باعث آزردن آن حضرت می‌شوند، پرهیز کنیم. امام عصر(عج) از گناه نفرت دارد و ما نیز باید به گونه‌ای باشیم که حتّی اگر زمینه گناه پیش آمد، به احترام آن حضرت گناه نکنیم..

ما یتیمان آل محمّد(صلی الله علیه و آله) هستیم. امام زمان(عج) در حکم پدر ماست؛ اگر چه ما او را نمی‌بینیم، امّا او ما را می‌بیند، با ما هم‌دردی می‌کند، غصّه ما را به جام می‌خرد، ولی ما نه او را می‌بینیم، نه غمش را می‌دانیم، نه غصّه‌اش را می‌خوریم و نه با او هم‌دردی می‌کنیم. ما با حضرت فاصله داریم، فاصله‌ای که خود ایجاد کرده‌ایم.

مرحوم آیت الله صافی از علمای اصفهان بودند. حال معنوی خوشی داشتند و در اواخر عمر خود به دیدار حضرت صاحب الامر(عج) نایل شدند. آیت الله صافی درباره این دیدار گفتند: وقتی که مشغول ساخت خانه بودم، به ایشان عرض کردم: «توصیه می‌کنید خانه خود را چگونه بسازم؟» فرمودند: «خانه را به گونه‌ای بساز که اگر روزی امام زمان(عج) در حال عبور از کنار خانه‌ات بودند و تصمیم به استراحت گرفتند، نگویند در این خانه جای من نیست؛ خانه‌ات را طوری بساز که حضرت بگویند درِ این خانه را می‌زنیم، یک ساعت استراحت می‌کنیم و می‌رویم. در خانه‌ات را به روی آقا مبند! به راستی چرا ما با دل خود کاری می‌کنیم که دیگر جای آن حضرت نباشد؟ چرا با چشمان خود کاری می‌کنیم که دیگر او را نبیند؟

                                                                                                                                         فرآوری: فاطمه زین الدینی



:: برچسب‌ها: نعمت وجود امام زمان(عج) , یامهدی(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟!

واسطه‌های فیض خدا به زمین اولیائی هستند که با وجودشان برکت و رحمت الهی به زمینیان خاک نشین می‌رسد. خداوند حافظ و نگهبان آن هاست و آن ها عبد الهی و دوستدار حضرت حقّنند. ما خاک نشینان توصیه شده ایم که دعای فرج بخوانیم تا روزگار خوش آید! چرایی صلوات و دعای فرج ما برای او که حافظ و نگهبانی چون خود خدا دارد چه ارزش و چه سود برای حضرتش خواهد داشت؟!

آیا دعا و صلوات ما برای مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فایده و سودی دارد؟! این نوشتار می کوشد به این موضوع بپردازد تا از این رهگذر ارتباطمان را با او مستحکم تر نماییم إن شاء الله.

صلوات یک شعار است!

صلوات فرستادن و دعای ما شیعیان برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فارغ از سایر دلایل و علل آن یک «شعار» است! نه اشتباه نکنید! مقصودم شعار به معنای عامیانه آن نیست که صدای طبلی توخالی باشد! بلکه منظور از شعار آن است که به عنوان یک نماد و سمبل شیعیان است. در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است! یعنی شیعه بودن و صلوات یک ارتباط تنگاتنگ نمادین و سمبلیک نیز فارغ از سایر علل را دارا می باشند!

در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است!
دعا و صلوات یک وظیفه!

علاوه بر خاصیت نماد و شعار بودن صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، دعای فرج و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام زنده ی عصر ماست از جمله توصیه های موکد دینی می باشد. «خدایا برای ولیّت حضرت حجة بن الحسن که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد، در این زمان و در همه ی زمان ها، ولی و حافظ و رهبر و یاور و دلیل و چشم باش تا آن زمانی که او را در زمنیت با اراده سکنی دهی و بهره مندی از او را طولانی گردانی.» از همان کودکی می آموزیم که دعای فرج بخوانیم! در مشکلات و سختی ها موقتی تازه یادمان می افتد که امامی هم داریم، برای سلامتی او و تعجیل در ظهورش نذر صلوات می کنیم! براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟
صلوات

خودت را دریاب!

امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه ی فیض و رحمت الهی است. واسطه ای میان ما و خدا: و اتبغوا إلیه الوسیله همان وسائل قابل اطمینان و کاملی هستند که ما را به سوی خدا می برند. پس اگر برای سلامتی این واسطه دعا کنیم و صدقه دهیم در اصل خود را دریافته ایم! ارتباط مستحکم و قلبی ما با واسطه‌های فیض خدا سبب روشنی و جلای قلب های خود ماست و ما را بالا می برد. نزدیک شدن هر چه بیشتر به واسطه تلاش برای صعود به خود خداست! آن چنان که در جامعه ی کبیره می گوییم: «و جعل صلواتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیباً لخلقنا و طهارة لا نفسنا و تزکیة (برکة) لنا و کفّارة لذنوبناو خداوند متعال درود و صلوات ما را بر شما حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما از نعمت ولایت شما کرده برای نیکویی فطرت و خلقت ها و پاکی نفوس ما برای تزکیه و پاکیزگی روح ما از علائق دنیا و کفاره ی گناهان ما بود.

ما به واسطه ی صلوات و دعای سلامتی برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیکویی اخلاقی و طهارت نفس و تزکیه و برکت را نصیب خود می گردانیم و به این طریق کفاره ای برای گناهان خود در نزد پروردگار عالمیان حاضر می نماییم! ای مولای ما! زبان قاصر و قلم ناتوان است از آن که چگونه از خداوند متعال سپاسگزاری نماید که نعمتی چونان شما را به ما ارزانی داشت که حتی دعا برای سلامتی شما نیز منفعت و سودش به خود ما بر می گردد! به راستی او چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد که ما محتاج وصل کردن خود به او هستیم. شاید این طور بتوانیم خود را در نزد خدا و ولی او شیرین کنیم!!

ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد                حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟ او که خود خداوند متعال عهده دار و ضامن حفظ سلامتی و ظهور اوست، چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد؟!

امام پدر غمخوارها!

او که دغدغه اش هدایت خلق خداست، او که از طولانی شدن انتظار برای ظهور بیش از همه خودش دعا می کند، او که با زشتی های ما قلبش می شکند، او که ...

امام ماست که پدر مهربان و دلسوز ماست!

اگر این بار خواستی برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نذر صلوات کنی و یا در قنوت نمازت دعای سلامتی و فرج او را بخوانی، یادت نرود پدر غمخوار تو منتظرست تا با ظهورش، تو را از قید و بندهای دنیای فانی به سوی خدای باقی ببرد! زیرا او بهترین واسطه میان تو و خداست و مهربان ترین و دلسوزترین و با محبت ترین کس پس از خدا به توست!

برای تعجیل در ظهور و سلامتی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات.

ن. رادفر        


منابع و مآخذ:

1- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عصاره ی خلقت، آیت الله جوادی آملی

2- شرح دعای جامعه کبیره- آیت الله جوادی آملی

3- مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی- ترجمه الهی قمشه ای

4- سیری در سیره ی معصومین (علیه السلام)- شهید مطهری

5- پانزده گفتار- شهید مطهری



:: برچسب‌ها: دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟! , دعا , صلوات , امام زمان(عج) , یامهدی(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
امام عصر (عج) و بهار جاودان

«السلام علیک یا ربیع الانام و نصرة الایام» سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگار . «ربیع الانام» یکی از زیباترین القاب حضرت مهدی (علیه السلام) است که در زیارت آن حضرت آمده است، ربیع الانام در یک نگاه به معنای «بهار انسان ها» ست. اما مشتاق تر که نگاه می کنیم، جان تازه تری می گیرد یکی از معانی ربیع، بهار است و معنی دیگر آن «باران بهاری».

ربیع به این خاطر باران بهاری نامیده شده است که اولین باران در بهار می بارد و با آن باران، بهار می شود. «انام» نیز هم به معنی مردم و بشر است؛ و هم فراتر از آن به معنی کل موجودات و جهان هستی.( به نقل از مجله موعود شماره 1 با تلخیص و تصرف)

بنابراین در یک نگاه عمیق تر «ربیع الانام» یعنی رحمتی که بر روح آدمی که نه، بر عالم امکان ببارد و هر وجود حاصل خیزی را حیات بخشد، بشکوفاند و به ثمر نشاند، و به آن مقام عالی که شایسته آن است، برساند. عالم که در اوج شور و شعور و شکوفایی به شادی برخواست، آن وقت بهار می شود.

بهار که شد ؛زمین به نور پروردگارش می درخشد و مردم از پرتو خورشید بی نیاز می شوند. زمین برکاتش را بیرون می ریزد، برکت از آسمان به زمین فرو می آید، به طوری که به اراده خداوند درختان همیشه میوه دارند و میوه زمستان در تابستان و میوه تابستان در زمستان خورده می شود و این مصداق آیه شریفه ای است که می فر ماید: ولو ان اهل القری ء امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض (اعراف، آیه 96)

اگر مردم قریه ها ایمان آورده و پرهیزکاری کرده بودند، برکت هایی از آسمان و زمین به روی ایشان می گشودیم.

و خانواده دست عنایتش را بر سر بندگان کشیده عقل آن ها زیاد شده و فهمشان بالا می گیرد و چون مردم در درجات بالای کمال فطری، فکری و عقلی هستند، آن حضرت می تواند علوم فطری را منتشر کرده و عدل و دادی را که بر نشر آن علوم مترتب است، اقامه کند.

«ربیع الانام» یکی از زیباترین القاب حضرت مهدی (علیه السلام) است که در زیارت آن حضرت آمده است، ربیع الانام در یک نگاه به معنای «بهار انسان ها» ست. اما مشتاق تر که نگاه می کنیم، جان تازه تری می گیرد یکی از معانی ربیع، بهار است و معنی دیگر آن «باران بهاری»

بهار ما که بیاید، عقل و فکر و فهم و کمال و عدل و داد غوغا می کند، این چگونه بهاری است؟! تصورش هم سخت است!

در این زمستان تصور چنین بهاری در دلت چراغ امید روشن می کند. گرمای وجودت می شود، تا به آتشت نکشد آرام نمی گیرد. و این سوختن تمام سرّ آفرینش آدم است. فقط همین را بگویم:

احساس سوختن به تماشا نمی شود.

 
ماء معین ؛ از القاب امام زمان(عج)

از القاب دیگر آن حضرت که با بهار میانه دارد «ماء معین» است. خداوند در قرآن می فرماید: «قل ارایتم ان اصبح ما وکم عورا فمن یا تیکم بماء معین. » ( ملک، آیه30)

بگو اگر آبی که شما به وسیله آن زنده اید در طبقات زمین فرو برود، چه کسی است که آبی گوارا برایتان بیاورد؟

همان آبی که هر رود از آن به قدر ظرفیتش بر گیرد (رعد، آیه 17) و خانواده به واسطه اش، زمین را بعد از مردنش زنده می کند (عنکبوت، آیه 63) تا زمین سبز شود (حج، آیه 63) و از آن باغ ها و نخلستان های خرما و انگور (مومنون، آیه 19)  و زیتون و انار (انعام، آیه 99) و میوه هایی که رنگ های مختلف دارد بیرون می آورد.( فاطر، آیه 27 )  آبی که شما به وسیله آن زنده اید!!!

ماء معین از القاب زیبای صاحبمان است که تمام حیات ما را به دست آن حضرت می دهد تا منشاء خیر و منبع رحمت واسعه پروردگارمان باشد.

بهار ما که بیاید، عقل و فکر و فهم و کمال و عدل و داد غوغا می کند، این چگونه بهاری است؟! تصورش هم سخت است! در این زمستان تصور چنین بهاری در دلت چراغ امید روشن می کند. گرمای وجودت می شود، تا به آتشت نکشد آرام نمی گیرد. و این سوختن تمام سرّ آفرینش آدم است. فقط همین را بگویم: احساس سوختن به تماشا نمی شود

اما بهار دیگری هم هست، که به واسطه آن ماء معین، مایه حیات، سرور و طراوت قلب مومنین می شود چنان که پیر راهمان حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) می فرماید:

«هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج)  و فرج شخصی خود پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد، یا نزدیک.»

و نیز فرمود:

«قلب ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست.» و نیز:

«حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد.»

اما آن یک گلی که با آن دلمان آباد و بهاری می شود را در کجا باید جست؟

ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: «شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم، لازم نیست شما به دنبال ما باشید.»

تا رابطه ما با ولی امر، امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطه ما با ولی امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

به خدا که دلمان بیشتر آب و جارو می خواهد، جان هامان تشنه تر است تا زمین خشکیده و بهارمان ناشکیبا تر است از فروردین. حال که نسیم بهار از جانب دوست وزیدن گرفته، نوبت خانه تکانی دل است که «او را جز پاکیزگان لمس نمی کنند.»

فرآوری : زهرا اجلال


منابع :

باقی زاده، رضا نکته های ناب از بیانات حضرت آیه الله بهجت به همراه گفته ها و نوشته هایی درباره معظم له.

سعادت پرور،علی. ظهور نو: ترجمه کتاب الشموس المضیئه، مترجم جواد وزیری فرد.

عراقی، محمود بن جعفر. دارالسلام در ذکر حالات حضرت امام عصر و ناموس دهر و حجت منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف، تصحیح محمود زرندی.

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی. مهدی موعود: ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار. مترجم حسن بن محمد ولی ارومیه ای.

نوری، حسین بن محمدتقی. النجم الثاقب فی احوال الامام الحجه الغائب (عج)، ترجمه و تحقیق و تعلیق یاسین الموسوی.



:: برچسب‌ها: امام عصر (عج) و بهار جاودان , امام عصر(عج) , بهار جاودان , یامهدی(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام

مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام
امام زمان

با مرورى بر مصادر حدیثى ، تاریخى ، عقیدتى ، وتفسیرى شیعه وسنى بدین حقیقت پى خواهیم برد که نخستین کسى که موضوع مهدى منتظر و قیام جهانى او را مطرح و ایراد کرد و حتى مشخصات خانوادگى و پدران و اجدادش را آنچنان دقیقا اعلام نمود که زمینه سوء استفاده مهدى هاى ادعائى و دروغین را از عنوان « مهدى منتظر » خنثى و منتفى نمود ، همانا شخص پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله بود .

آرى حضرتش همانند دیگر شئون سرنوشت ساز اسلامى ، بر اساس وحى الهى ، مسئله مهدویت را پایه گذارى فرمود و نیز با ایراد یک سلسله علائم و نشانه هاى ظهور و ویژگیهاى محلى و تاریخى قیامش ، مسلمانان را هشدار داد که هم به موقع منتظر و آماده ظهور و قیام « حضرت مهدى واقعى » باشند هم فریب مهدى هاى دروغین وساختگى شیطان صفت و ریاست طلب رانخورند ، وهم به اباطیل و گفته هاى خلط مبحث کننده گان حقایق دینى با افکار مغرضین و مستشرقین یهودى و مسیحى ترتیب اثر ندهند .

براین اساس همانطوریکه اشاره شد با مراجعه به مصادر دست اول روایتى ، تفسیرى ، کلامى و تاریخى هریک از مذاهب سنى و شیعه شکى نخواهد بود که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از طرح و ایراد مسائل خدا شناسى ، پیامبر شناسى و اصل مسئله امامت و خلافت بعد از خود ، بیش از هر مسئله عقیدتى و عملى و اخلاقى روى موضوع اخرین خلیفه « برحق بعد از خود و یگانه مصلح جهانى » یعنى موضوع مهدى منتظر و دوران ولادت و کودکیش و از آن پس دوران هاى غیبت صغرى ، غیبت کبرى ، ظهور و قیام جهانى و چگونگى حکومتش ، تکیه نمود .

بطوریکه بخش مهم و غیر قابل انکارى از احادیث و فرموده هایش پیرامون شئون حضرت مهدى موعود منتظر خلاصه شده ، و اضافه بر محتواى مصادر فراوان و منابع بیشمار حدیثى و تاریخى و عقیدتى که بخشى از هریک مختص به ذکر احادیث « مهدى منتظر » است ،تنها تعدادى بیش از یکصد و پنجاه جلد کتاب و رساله با حجم هاى مختلف و سبک هاى گوناگون ، هریک بیانگر ده ها و صدها روایت از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) در باره شئون حیاتى ، خانوادگى ، شکل وشمایل ، و مقام امامتى « امام مهدى» منتظر مى باشد ، که به قلم علما و دانشمندان روحانى و اساتید دانشگاهى اهل تسنن تنظیم و ارائه شده و بسیارى از آنها هم چاپ و منتشر گردیده و از این پس فهرست اسامى آنها به نظر خواهد رسید ، و چه بهتر جهت آگاهى اجمالى به کتابهاى زیر مراجعه شود(1) .

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از طرح و ایراد مسائل خدا شناسى ، پیامبر شناسى و اصل مسئله امامت و خلافت بعد از خود ، بیش از هر مسئله عقیدتى و عملى و اخلاقى روى موضوع اخرین خلیفه « برحق بعد از خود ویگانه مصلح جهانى » یعنى موضوع مهدى منتظر و دوران ولادت و کودکیش و از آن پس دوران هاى غیبت صغرى ، غیبت کبرى ، ظهور و قیام جهانى و چگونگى حکومتش ، تکیه نمود

براین اساس بطور خلاصه از جمله عقاید حقه اسلامى مورد اتفاق سنى و شیعه ، هم عقیده به اصل مهدویت در اسلام است و هم عقیده به امامت و خلافت حضرت مهدى موعود منتظر و قیام جهانى او و برقرارى عدل و داد سراسرى و امنیت همه جانبه و رفاه همگانى به وسیله او .

در این رابطه از نیمه دوم قرن سوم هجرى ، ( 5 سال قبل از ولادت حضرت مهدى حجة بن الحسن ) تا هم اکنون بیش از دوهزار جلد کتاب و رساله و مقاله درحد کتاب و رساله به زبان هاى عربى ، فارسى ، اردو ، ترکى استانبولى ، تایلندى ، انگلیسى ، فرانسوى ، روسى و دیگر زبانهاى مناطق مسلمان نشین بقلم علما و دانشمندان شیعه و سنى تالیف یا ترجمه شده و به شرح مندرج در کتابنامه هاى نامبرده حداقل نیمى از آنها حتى بطور مکرر چاپ و منتشر گردیده ، وبالاخره نه هیچ گونه جاى خالى براى مطرح گردیدن مدعیان دروغین مهدویت و بابیت برجاى گذارده ، ونه سرنخى براى تشکیک افراد مشکک و شیطان صفت ( در اصل مهدویت در اسلام یا در احادیث مورد اتفاق بین شیعه و سنى پیرامون مهدى موعود حجة بن الحسن العسکرى عج ) و نه زمینه اى براى خلط مبحث ( مستشرقین غربى ، یا شرقى هاى غرب زده ) مسائل دینى و حقایق اسلامى را با تخیلات و یاوه گوئى.

آرى قرنها قبل از به نمایش درآمدن تعدادى از مستشرقین یهودى و مسیحى شیطان صفت امثال:

ــ دونالد سن داویت ، مۆلف « عقیده الشیعه » ،بزبان انگلیسى ، ( که ترجمه عربى آن هم در مصر و هم در عراق منتشر گردید ) و جهت آگاهى بر دروغ بافى هاى او چه بهتر مراجعه شود به الغدیر علامه امینى ج 3 ص 320 ــ 323 ،

ــ ولهوسن ، مۆلف « الخوارج و الشیعه » ،

ــ فان فلوتن ، ( 1866ــ 1903 م ) مستشرق هلندى و مۆلف « السیادة العربیه و الشیعه و الاسرائیلیات فى عهد بنى امیه » ،

ــ گولدزیهر یهودى ، ( 1850ــ1921م ) مستشرق فرانسوى مۆلف « العقیدة و الشریعه فى الاسلام » ،

ــ کارل بروکلمان ، ( 1868ــ1956م ) مستشرق آلمانى ومۆلف « تاریخ الشعوب الاسلامیه » ،

ــ لویس ماسینیون ، ( 1883ــ1962م ) مستشرق فرانسوى ومۆلف آثارى از قبیل کتب فوق ،
امام زمان

که با بیگانگى همه جانبه از اسلام هریک موضوع مصلح جهانى اسلام ــ یعنى مهدى منتظر عج و احادیث پیرامون شئون حیاتى و امامتى حضرتش را همانند دیگر حقایق اسلامى ) مورد تخطئه و تکذیب و خلط مبحث قرار داده و به باد مسخره گرفتند

و نیز قبل از سر از آب درآوردن یک عده مسلمان نماى غرب زده و بى اعتناى به مبانى دینى و سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) و بدور از عالم حدیث شناسى امثال:

ــ شیخ محمد عبده مصرى ، ( 1266ــ1323 ) مۆلف « شرح نهج البلاغه » !

ــ رشید رضا مصرى ( 1295ــ1354 ) مۆلف « مجله المنار » و « السنة و الشیعه » .

ــ فرید وجدى مصرى ، ( 1292ــ1373 ) مۆلف « دائرة المعارف القرن العشرین » .

ــ احمد امین مصرى ، ( 1295ــ1373 ) نویسنده المهدى و المهدویة » و « ضحى الاسلام » و « فجر الاسلام » .

ــ سعد محمد حسن مصرى ، شاگرد احمد امین ، نگارنده « المهدیة فى الاسلام منذ اقدم العصور حتى الیوم » .

ــ ابوزهره مصرى ، از زمره علماى جامع ازهر مصر ، مۆلف « الامام زید » و « الامام الصادق » .

ــ دکتر احمد محمد على ، مۆلف « دراسة عن الفرق فى تاریخ المسلمین » .

ــ على حسین السائح لیبیائى ، مۆلف مقاله تراثنا و موازین النقد » مندرج در مجله کلیة الدعوة الاسلامیه لیبى شماره 10 ، سنه 1993 صفحه 185 و 205 .

ــ محمد عبدالکریم عنّوم ، مۆلف رساله دکتراى فلسفه به نام « النظریة السیاسیة المعاصرة للشیعه الامامیة الاثنى عشریة » .

ــ دکتر سلمان بدور ، صاحب « مقدمه » بر رساله عنّوم .

ــ شیخ عبداللّه بن زید آل محمود ، رئیس شئون دینى و محاکم شرعى قطر ، مۆلف « لامهدى ینتظر بعد الرسول سید البشر » .

ــ و شیخ جبهان در « تبدید الظلام » و جز اینها شیخ . . . و ابو . . .

در این رابطه از نیمه دوم قرن سوم هجرى ،تا هم اکنون بیش از دوهزار جلد کتاب و رساله و مقاله درحد کتاب و رساله به زبان هاى عربى ، فارسى ، اردو ، ترکى استانبولى ، تایلندى ، انگلیسى ، فرانسوى ، روسى و دیگر زبانهاى مناطق مسلمان نشین بقلم علما و دانشمندان شیعه و سنى تالیف یا ترجمه شده و به شرح مندرج در کتابنامه هاى نامبرده حداقل نیمى از آنها حتى بطور مکرر چاپ و منتشر گردیده ، وبالاخره نه هیچ گونه جاى خالى براى مطرح گردیدن مدعیان دروغین مهدویت و بابیت برجاى گذارده ، ونه سرنخى براى تشکیک افراد مشکک و شیطان صفت

ابن خلدون مغربى ( درگذشته 808 ) ، احادیث پیرامون مهدى منتظر را در تاریخش ( ص 555 ) ، فاقد اعتبار کمى و کیفى وانمود کرد و گفته هاى بى محتواى او براى اکثر مخالفین غربى و شرقى با امر مهدویت و قیام جهانى مهدى منتظر ، سر نخ خلط مبحث و دروغ بافى و انکارحقایق اسلامى گردید ، در صورتیکه ابن خلدون یک مورخ نا آشناى با عالَم حدیث و حدیث شناسى بوده و هیچ گونه صلاحیت اظهار نظر در این موضوع را نداشته که پیشگوئی هاى پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) را پیرامون مشخصات و ویژه گیهاى حضرت مهدى منتظر و قیام جهانى او در 19 روایت وانمود و تخطئه کند .

همچنانکه حدود سه قرن و نیم پیش از پیدایش ابن خلدون ، ابن حزم اندلسى ظاهرى ( درگذشته 456هـ ) به مخالفت و انکار مسئله مهدویت و فاقد اعتبار بودن احادیث آن حضرت برخواست ، آن چنانکه عده اى از مخالفین با امر مهدویت و ولادت حضرت مهدى نیز از نوشته هاى او دم از بیراهه روى و تخطئه موضوع مهدویت زدند .

و ابن حزم را کتابى است به نام « الفصل فى الملل و الاهواء و النحل » که بخشى از آن را اختصاص به بحث درباره حضرت مهدى منتظر داده است .

جالب توجه اینکه ردنویسان بر این کتاب ها و مقالات و شبهه افکنى ها ، وباز کننده گان مشت خیانت مۆلفین آنها نه تنها شیعه بودند که حتى قبل از شیعه علماى سنى هم به انگیزه اثبات مهدى منتظر و اثبات صحت و برخوردارى احادیث مربوط بدان حضرت از اعتبار هرچه بیشتر عالم حدیث شناسى بیکار ننشستند ، بلکه بهترین و محققانه ترین ردّیه ها را بر آنها نوشته و انتشار دادند و از این رهگذر مشت خرابکارى و بیراهه روى مۆلفین نامبرده را باز و بساط دروغبافى و انکار حقایق پیرامون مهدى منتظر عج را برچیدند .

 

پی نوشت:

1 ـ « مهدى منتظر را بشناسید » تالیف نگارنده این مقاله ـ مهدى فقیه ایمانى ـ چاپ 1384 هـ اصفهان ، بیانگر اسامى و مشخصات حدود چهارصد جلد کتاب و رساله خطى و چاپى درباره حضرت مهدى عج است .



:: برچسب‌ها: مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام , امام زمان(عج) , یامهدی(عج) , اسلام ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
نگرانی های یک منتظر

نگرانی های یک منتظر

انتظار

شب نیمه‌ی ‌شعبان همراه با جشن و شادی شیعیان برای میلاد امام حاضرشان نزدیک است. همه خوشحالیم از اینکه امام ما هر چند در پس پرده غیبت، اما شاهد و مراقب ماست؛ گرچه از دیدگان نهان است اما از یادها نخواهد رفت و محبتش در اعماق جان‌ ما ریشه دارد و هنوز منتظرش هستیم و ان‌شاءالله تا ظهور بر ولایتش ثابت‌قدمیم. اما چطور می‌توانم در میان این همه شادی، سنگینی یک تردید در قلبم را نادیده بگیرم!، ناآرامی از یک ترس کهنه که هر سال در قلبم پررنگ‌تر می‌شود و حلقه‌ی خنده و شادی‌ و سرورم را تنگ‌تر می‌کند.
در دوستی و محبت به امامم هیچ تردیدی ندارم و شاید بتوان گفت که از منتظرین ایشان هستم. نه اینکه اصلا گناهی نکرده باشم، اما پشیمان شدم و توبه کرده‌ام. سعیم بر این است که ازگناه دوری کنم؛ اهل نماز و روزه هستم و گاهی هم سری به مستحبات می‌زنم؛ تاکنون چهل بار دعای عهدم را خوانده‌ام، حداقل روزی یک‌بار دعای فرج مولایم را در قنوت یا بعد از نماز می‌خوانم و گاهی از فراق یا مظلومیت ایشان دلتنگ می‌شوم.
هرچند مشتاقانه منتظر ظهورم، منتظر عزت مومنین و ذلت ظالمین، منتظر چشیدن طعم زندگی و حتی منتظر درک مفهوم بندگی در سایه حکومت مهدوی... اما با این همه هر گاه به ظهور می‌اندیشم در دلم تردید یا ترسی حس می‌کنم که آزارم می‌دهد، ترس از اینکه شاید با این همه دعا و یا ادعا، یاریش نکنم، تردیدم از این است که این قابلیت را دارم که در رکابش ثابت‌قدم بمانم؟ نگرانم از اینکه نکند عدالت علوی او را تاب نیاورم؟
آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند. مگر نبود زبیر، پسرعمه امیرالمومنین علیه‌السلام که ایشان را بسیار دوست می‌داشت و پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، می‌گفت: من به غیر علىّ بن أبى طالب علیه‌السلام با هیچ أحدى بیعت نكنم زیرا كه جز آن حضرت، دیگرى را امام نمی‌دانم.(1) زبیر از اولین کسانی بود که با امیرالمومنین علیه‌السلام بیعت کرد اما چندی نگذشت که بیعتش را شکست و بر علیه ایشان در جنگ جمل حاضر شد. امام علی علیه‌السلام در این جنگ نیز، دست از هدایت او نمی‌کشد و پیکی به زبیر می‌فرستد و می‌فرماید: «به زبیر بگو پسر دایى‏ تو می‌‏گوید: در حجاز مرا شناختی، و در عراق مرا نمی‌شناسى؟! چه شد كه از پیمان خود باز گشتی؟!.»(2)

اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم

همچنان‏ كه شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن در جنگ صفین در ركاب آن حضرت بودند. اما بعدا با امام حسین علیه‌السلام در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومی را براى خود بر جاى گذاشتند.(3) یا مگر نبود علی بن ابی حمزه بطائنی‏ وکیل و معتمد امام موسی‌کاظم علیه‌السلام که پس از مدتی در مقابل متاع اندک دنیا، ولایت امام زمان خود را فروخت و با چند تن دیگر امامت جانشین ایشان، امام رضا علیه‌السلام را انکار کرند تا اموالی که مردم به عنوان خمس و زکات نزدشان امانت نهاده بود؛ تصاحب کنند. همین عمل آنان موجب پی‌ریزی فرقه واقفیه و گمراهی بسیاری شد.(4)
چه‌طور می‌توان به همراهی خود با امام زمانم باور داشته باشم؟! آنانی که سال‌ها در کنار حجت خدا زندگی کرده و از نزدیک سلوک معصومانه‌اش را دیده‌اند، بزرگی و کرامات او را درک کرده‌اند‌، جذب صفات رحمانی او شده‌ و مدت‌ها همراهیش کرده‌اند؛ نتوانستند بر شیطان و هوای نفس غالب شده، ثابت‌قدم بمانند؛ چه رسد به من!...
یا مولای؛ یا صاحب‌الزمان...
دیگر چگونه می‌توانم به یار بودن خود اطمینان کنم؟
چگونه فریاد عجل علی ظهورک سر دهم؟
چگونه ادعا کنم که آماده‌ی جان‌فشانی در رکابتان هستم؟
از کجا معلوم دعوتم از شما، از جنس دعوت کوفیان نباشد؟
کیست که تضمین کند برای امامم مالک‌اشترم، نه زبیر! مانند زهیرم، نه چون شمر؟
البته ممکن است؛ این افکار، تنها وسوسه‌ای شیطانی باشد برای ناامیدم کردنم! آن‌قدر ناامید که دیگر خود را در حد یاری کردن امام زمانم نبینم؛ تا دلسرد شده برای فرجش تکاپویی نکنم؛ تا دیگر شور یاری و شوق دیدن لبخند رضایتش در خیالم هم نگنجد...
مسلم است که اگر نتیجه این نگرانی‌ها، ناامیدی باشد و کسالت و سستی؛ شیطان پیروز میدان است. اما قطعاً منشأ این احساس خطر، عقلانی و منطقی است؛ واقعیتی که تاریخچه‌اش به قدمت عمر بشر است؛... موضع‌گیری متفاوت انسان‌ها در برابر دعوت انبیا و اوصیای الهی، مبارزه همیشگی میان عقل و نفس، و انتخاب همیشگی انسان میان دوراهی هدایت و ضلالت.

آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند

البته نگرانی از سوء عاقبت، همان ترسی است که در روایات از آن مدح و یا به آن سفارش شده است. (5) پس نمی‌توان خود را مومن دانست و از این ترس در امان بود، چراکه این ترس همان خوفی است که انبیا و اوصیای الهی سهم بیشتری از آن داشته‌اند.(6) پس چنین خوفی که رنگی از ایمان دارد؛ نمی‌تواند منجر به یأس و  رخوت شود و دست‌مایه‌ی شیطان برای ناامیدی منتظران باشد.
پس می‌توان نتیجه گرفت؛ ترس و امیدی الهی(7) است که اولا: همراه با هم باشند و از یکدیگر پیشی نگیرند و ثانیا: همراه با عمل بوده و ادعای صرف نباشند.
بنابراین اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم؛ چراکه روایت شده:
هر كس به چیزى امیدوار باشد او را طلب می‌کند، و هر كس از چیزى بترسد از آن فرار می‌کند، هر بنده ‏اى كه [این‌گونه] در دلش خوف و رجاء باشد خداوند آرزو او را محقق می‌کند و او را از هر چه می‌ترسد آسایش می‌دهد.(8)
حال چگونه می‌توان این خوف و امید را صادقانه، در عمل نشان داد؟
این، موضوعی است که در نوشتار آتی به آن خواهیم پرداخت.
 
پی نوشت‌ها:
1. ترجمه و شرح الاحتجاج ، احمد بن على طبرسی، مترجم:غفارى مازندرانی،‏ج‏3،ص:414.
2. نهج البلاغة ، خطبه31، ترجمه دشتى، ص: 81.
3. سیره معصومان ، سید محسن امین عاملى، مترجم: علی حجتی كرمانی، ج‏3، ص:13.
4. ر.ک.سازمان وكالت، محمدرضا جبارى، ج‏1،ص81.
5. همان طور که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «لَا یَزَالُ الْمُوْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَةِ لَا یَتَیَقَّنُ الْوُصُولَ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّی یَكُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَكِ الْمَوْتِ لَهُ ؛ مومن همیشه از سوء عاقبت، خائف و بیمناك است و به رسیدن به رضوان الهی و خشنودى حق یقین و اطمینان ندارد تا آن هنگام كه قبض روح می‌شود و ملك الموت در كنارش حاضر می‌گردد.» بحار الأنوار، ج ‏68، ص: 366
6. ابن أبی یعفور می‌گوید: شنیدم از امام صادق علیه‌السلام كه در حالی كه دست به آسمان برداشته بود می‌گفت: «رب لا تكلنی الی نفسی طرفة عین ابدا لا اقل من ذلك و لا اكثر»یعنی؛ پروردگارا مرا چشم برهم‌زدنی به خودم وامگذار نه كمتر از آن و نه بیشتر. راوی گوید: این سخن را گفت و اشك‌هایش از اطراف محاسنش می‌ریخت‏. كافی،ج‏4، ص: 552
7. حسن بن ابی ساره گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: .«لَا یَكُونُ الْعَبْدُ مُوْمِناً حَتَّی یَكُونَ خَائِفاً رَاجِیاً وَ لَا یَكُونُ خَائِفاً رَاجِیاً حَتَّی یَكُونَ عَامِلًا لِمَا یَخَافُ وَ یَرْجُو ؛ مومن ایمانش كامل نمی‌شود تا اینكه داراى حالت خوف‏ و رجاء [هر دو] باشد و این حالت ترس و امید در صورتی تحقق می‌یابد و از ادعا خارج می‌شود كه انسان در كارهاى خود آثار خوف و رجاء را مشاهده نماید؛ یعنی براى آنچه كه از آن می‌ترسد و یا به آن امید دارد عمل‏ كند.» بحار الأنوار، ج‏67، ص: 392.
8. بحارالأنوار، ج‏67، ص: 390.« مَنْ رَجَا شَیْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ شَیْئاً هَرَبَ مِنْهُ مَا مِنْ مُوْمِنٍ یَجْتَمِعُ فِی قَلْبِهِ خَوْفٌ‏ وَ رَجَاءٌ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا أَمَّلَ وَ آمَنَهُ مِمَّا یَخَافُ.»

مهدیه سعیدی نشاط           
کارشناس سطوح عالی حوزه علمیه


:: برچسب‌ها: نگرانی های یک منتظر , یک منتظر , یامهدی(عج) , ولیعصر(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
حکومت منجی موعود بر دل‌ها

حکومت منجی موعود بر دل‌ها
ظهور

حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) در شرایطی شکل می‌گیرد که اوضاع جهان نابسامان است. آتش جنگ‌ها و ستم سردمداران کفر و ظلم، دامن جهانیان را فرا گرفته است. مدعیان حکومت‌داری بر سر کار آمده‌اند و هر یک نتوانسته‌اند اوضاع را سامان دهند و مردم به ناکارآمدی آن‌ها پی‌برده‌اند. در چنین اوضاع آشفته‌ای مردی از سلاله‌ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ظهور می‌کند و مردم خسته از تمام مکاتب و دولت‌ها به او روی می‌آورند. او به همراه یارانش عدالت و امنیت را در سراسر جهان برقرار می‌کند به گونه‌ای که همه راضی و خوشحالند و آرزو دارند که کاش مردگان نیز در آن دوران زندگی می‌کردند.

 
دنیای تاریک قبل از ظهور

قبل از ظهور امام مهدی(علیه السلام) فساد و رفتارهای نابهنجار در میان مردم زیاد می‌شود. ظلم و ستم و آشوب در جهان عرصه را بر مردم تنگ می‌کند. امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی طولانی، عصر قبل از ظهور را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «ظلم و ستم همه جا را فرا می‌گیرد. قرآن فرسوده و بدعت‌ها از روی هوا و هوس در آن ایجاد می‌شود. آیین یکتاپرستی (اسلام) بی‌محتوا می‌گردد. اهل باطل بر اهل حق مقدم می‌شود. ... سرمایه‌های عظیم در راه خشم خدا (و فساد و بی‌دینی) مصرف می‌شود. رشوه‌خواری در میان کارگزاران دولت، رایج می‌گردد و پست‌های حساس به مزایده گذاشته می‌شود ... ویرانگری و تخریب (به وسیله جنگ‌ها) بر عمران و آبادی پیشی می‌گیرد ... قاضیان بر خلاف فرمان خدا قضاوت می‌کنند و ...» 1
در چنین اوضاع نابسامانی و در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «دولت ما آخرین دولت‌هاست و هر خانواده و جمعیتی قبل از ما به دولت و حکومت خواهند رسید تا چون سیره و روش ما را ببینند نگویند ما نیز اگر به حکومت می‌رسیدیم، چنین می‌کردیم...».2

 
عصر دلپذیر ظهور

در چنین شرایطی امام مهدی(علیه‌السلام) ظهور می‌کنند و به همراه یاران خود جلوی ظالمان می‌ایستند و فسادها را ریشه‌کن می‌کنند. امام مهدی(علیه‌السلام) آتش جنگ‌ها را خاموش کرده و امنیت و آسایش را برقرار می‌کنند. بدیهی است، حکومتی که در مدتی کوتاه، بر دشواری‌ها غالب گردد و نابسامانی‌ها را از بین ببرد و ناامیدی دل‌ها را به امید مبدل کند، از پشتیبانی مردمی برخوردار خواهد شد. در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.
در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند.

پیامبر اکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و ‌آله) فرمودند: «بلایی در آینده دامنگیر این امت (امت اسلامى) خواهد شد به طورى كه كسى براى خود پناهگاهى پیدا نمى‏كند كه از ظلم و ستم به آن پناه ببرد. در این زمان خداوند مردى را از عترت من بر مى‏انگیزد، زمین را از عدل و داد پُر مى‏كند بعد از آن كه از ظلم و ستم پُر شده باشد، از او اهل آسمان و زمین راضى باشند، نعمت‌های الهى روزافزون از آسمان مى‏بارد، و زمین نعمتهاى خود را بیرون مى‏ریزد و آسایش امت اسلام كاملا در آن عصر تأمین مى‏گردد، دنیا مبدل به كانون صلح و صفا مى‏شود به طورى كه زنده‏ها، آرزو می‌كنند کاش مردگان در این دوران زندگی می‌کردند...».3
در چنین حکومتی است که اهل زمین و آسمان امام را دوست دارند و آرزوی هر انسانی است که در چنین حکومتی زندگی کند.
صباح می‌گوید: «در روزگار امام مهدی(علیه‎‌السلام) خردسالان آرزو می‌کنند که ای کاش بزرگ بودند و بزرگسالان آرزوی کودکی و خردسالی می‌نمایند.» 4
شاید برای این آرزوی خردسالی می‌کنند که دوست دارند زمان بیشتری را در حکومت آن امام به سر برند و خردسالان آرزوی بزرگسالی دارند، زیرا می‌خواهند مکلف باشند و در اجرای برنامه‌های حکومت الهی امام مهدی (علیه‌السلام) نقش داشته باشند و به پاداش اخروی دست یابند.

 
عهد‌نامه‌ اخلاقی حکومت عدل جهانی

کارگزاران و یاران امام مهدی(علیه‌السلام) نیز افرادی لایق و کارآمد هستند. بنا بر روایات امام مهدی(علیه‌السلام) حکومت را بر عهده‌ی کسانی می‌گذارند که بارها آزمایش شده‌اند و شایستگی‌های خود را در آزمایش‌های گوناگون به اثبات رسانده‌‌اند. از این رو در رأس وزیران حکومت امام مهدی(علیه‌السلام)، حضرت عیسی(علیه‌السلام) قرار دارند که یکی از پیامبران اولوالعزم هستند و با آمدن ایشان بسیاری از مسیحیان نیز به امام مهدی (علیه‌السلام) می‌پیوندند. همچنین از جمله مسئولان برجسته حکومتی امام مهدی(علیه‌السلام) سلمان فارسی، مقداد، ابودجانه و مالک اشتر می‌باشند که شایستگی سرپرستی کارها را در روزگار پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله) و امیرمومنان(علیه‌السلام) داشته‌اند.
امام مهدی(علیه‌السلام) هنگام ظهور و پیش از تشکیل دولت جهانی خود، عهد و پیمانی سخت – که عمده محورهای آن اخلاقی است- از یاران و کارگزاران امور می‌گیرند. امام علی(علیه‌السلام) در روایتی مفصل، این پیمان‌نامه را چنین معرفی می‌کنند:
«با مهدی بیعت می‌کنند که: هرگز دزدی نکنند؛ زنا نکنند؛ مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی لطمه نزنند؛ به خانه کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند؛ مال یتیم را نخورند؛ در مورد چیزی که یقین ندارند، گواهی ندهند؛ مشروب نخورند؛ حریر و خز نپوشند؛ در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند؛ راه را بر کسی نبندند؛ راه را ناامن نکنند؛ گرد همجنس‌بازی نگردند؛ خوراکی را از گندم و جو انبار نکنند؛ به کم قناعت کنند؛ طرفدار پاکی باشند؛ از پلیدی گریزان باشند؛ به نیکی فرمان دهند؛ از زشتی‌ها باز دارند؛ جامه‌های خشن بپوشند؛ خاک را متکای خود سازند، در راه خدا حقِّ جهاد را ادا کنند و ...»
در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.

آن امام همام نیز خود تعهد می‌کند که: «از راه آنان برود؛ جامه‌ای مثل جامه آن‌ها بپوشد؛ مرکبی مانند آن‌ها سوار شود؛ به کم، راضی و قانع شود؛ زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند؛ خدا را آن چنان که شایسته است، بپرستد و ...».5
این عهد‌نامه‌ی اخلاقی – معنوی، به خوبی روش و منش حکومت امام را نشان می‌دهد و همچنین روشن می‌کند که جامعه‌ی قبل از ظهور، جامعه‌ای فاسد است و امام با اخذ پیمان از یاران خود، جدیت خود را در ریشه‌کن کردن این مفاسد نشان می‌دهد.
بنابراین در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) فساد ریشه‌کن می‌شود و عدالت و امنیت همه جا را فرا می‌گیرد و حجت خدا بر دل‌های مردم حکومت می‌کند‌ و همه از اینکه در زمان حکومت ایشان زندگی می‌کنند، راضی و خشنودند.

 

پی نوشت:

1 . الکافی، کلینی، ج 8، ص 37-42؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، صص260تا256؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 16، ص 275-280.
2. الغیبة، طوسی، ص472.
3. ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج ‏۱ ، ص ۱۷۷.
4. ابن طاووس، الملاحم و الفتن یا آشوب‌های آخرالزمان، ص 54؛ متقی هندی، برهان، ص 87.
5. ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر عجل الله فرجه، ص 149.
فاطمه اسداللهی طاهری
بخش مهدویت تبیان    

منابع:
چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، نجم الدین طبسی، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ سوم، سال 1380.

آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، رحیم کارگر، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) چاپ سوم، بهار 1389.



:: برچسب‌ها: یامهدی(عج) , حکومت منجی موعود بر دل‌ها , حکومت منجی , موعود , دل ها , موعود بر دل ها , یامهدی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
پاسخ امام زمان علیه السلام به چند شبهه عاشورایی

کافیست فقط چند لحظه به ماه محرم و روزهای عزاداری بر امام حسین علیه السلام بیاندیشی. این فکر ناخودآگاه یک شیعه را به یاد امام زمان خویش می اندازد که آن حضرت چه نگاهی به این ماه دارد و اندیشه و افکار او در این باب چگونه است؟
شهین کربلایی - بخش مهدویت تبیان
 
شهید کربلا
نگرش امام معصوم به عاشورا در زیارت ناحیه مقدسه

پاسخ این سوال به تفصیل در "زیارت ناحیه مقدسه" از زبان امام عصر علیه السلام آمده است. سند این زیارت محکم است و علما و بزرگان شیعه آن را به عنوان یک زیارت مأثور و حدیثی مشهور قلمداد کرده و آن را در کتب معتبر خویش ذکر کرده اند و معلوم است تا زیارتی از امام معصوم نبوده باشد فقیهانی بزرگ همچون شیخ مفید، سید مرتضی، ابن مشهدی و سید بن طاووس و علامه مجلسی آن را نقل نمی کردند.
این مقاله علاوه بر شناساندن گوشه ای از نوع نگاه امام مهدی علیه السلام به جریان عاشورا، می تواند پاسخ اجمالی باشد به کسانی که درکی از عظمت عزای امام حسین علیه السلام ندارند؛ بلکه قیام بر حق ایشان و شهید شدن در راه حق را به دعوای دو عرب با یکدیگر و یا شورشی علیه سلطان زمان خود می شناسند که ثمره اش به هلاکت انداختن عمدی خود و خانواده و یارانش بوده است. این تفکر گریه بر امام حسین علیه السلام را نیز بی فایده و کاری عبث می دانند و قائلند شخصی که قرنها پیش کشته شده عزاداری بر آن یک بدعت و کاری عبث است.
دلیل امام مهدی علیه السلام بر این سوز و گداز و تصویرگری لحظه به لحظه وی از روز عاشورا این بوده که امام حسین علیه السلام با تمام توان و بلکه بیشتر از آن، در راه اخذ رضای الهی و خدمت به خلق چنین به خاک و خون کشیده شده و به همین سبب است که او را معشوق انسانهای پاک ضمیر کرده است.
جزئیات تکان دهنده صحنه عاشورا از زبان امام غائب

در زیارت "ناحیه مقدسه" می توان شاهد سلامهای متعدد حضرت مهدی علیه السلام به لحظه لحظه ی صحنه عاشورا بود: " ... سلام بر بدنهای برهنه شده، سلام بر بر خاک افتادگان در بیابانها، سلام به دور افتادگان از وطن ها، سلام بر دفن شدگان بدون کفن، سلام بر سرهای جدا شده از بدن، سلام بر کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، پرده حرمتش دریده شد، خونش به ظلم ریخته شد، با خون زخمهایش شستشو داده شد، سلام بر کسی که شاهرگش بریده شد، سلام بر محاسن به خون خضاب شده، بر گونه خاک آلوده و...."
به خوبی روشن است این نوع نگاه که جریان عاشورا را با جزئیات کامل به تصویر می کشد حکایت از عظمت این مصیبت نزد فرد دارد و اندوهی که تا عمق جان او نفوذ کرده است. چنان که در فرازی از این زیارت ایشان خطاب به امام حسین علیه السلام می فرماید: "... اگر در کربلا می بودم در برابر تیزی شمشیرها از تو محافظت می کردم و با جان و تن و مال تو را علیه ستمکاران یاری می دادم و فرزندان را فدای تو می کردم."
و در ادامه می فرماید: "تاخیر در زمان و مقدرات الهی موجب شد نتوانم با کسانی که با تو خصومت کردند بجنگم اما صبح و شام بر تو مویه می کنم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم از روی حسرت و تاسف و افسوس بر مصیبت هائی که بر تو وارد شد تا جائی که از فرط اندوه مصیبت، غم و غصه و شدت حزن جان سپارم... ."
در فراز پیش روی می توان دریافت که دلیل امام مهدی علیه السلام بر این سوز و گداز و تصویرگری لحظه به لحظه وی از روز عاشورا این بوده که امام حسین علیه السلام با تمام توان و بلکه بیشتر از آن، در راه اخذ رضای الهی و خدمت به خلق چنین به خاک و خون کشیده شده و به همین سبب است که او را معشوق انسانهای پاک ضمیر کرده است. امام مهدی علیه السلام می فرماید: "... شهادت می دهم که تو نماز برپا داشتی و زکات دادی، امر به معروف کردی، از منکر و عداوت نهی نمودی، اطاعت خدا کردی و نافرمانی ننمودی، به خدا و ریسمان او چنگ زدی تا وی را راضی نمودی، از وی در خوف و خشیت بوده نظاره گر او بودی و او را اجابت نمودی، ..."
پاسخ ناحیه مقدسه به شبهه قیام حسینی برای سلطنت دنیوی

یکی از ادعاهای وهابیون و امثال آنها قیام حضرت به علت دنیا دوستی و تصاحب جایگاه سلطنت بوده ولی در کلام حضرت مهدی علیه السلام بی رغبتی امام حسین علیه السلام به دنیا کاملا مشهود است و کار به جائی می رسد که ظلم و تعدی حاکم زمان بر مردم و بر اسلام، وظیفه جهاد علیه طاغوت را بر دوش امام می گذارد. لذا حضرت مهدی علیه السلام خطاب به امام حسین علیه السلام می فرماید: "... آرزوهایت از (تعلق به دنیا) بازداشته شده، و همت و کوشش تو از زیور دنیا روگردانده بود، دیدگانت از بهجت و سرور دنیا بربسته، و اشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنکه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، و ظلم و سرکشى نقاب از چهره برکشید، و ضلالت و گمراهى پیروان خویش را فرا خواند، با آن که تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمکاران فاصله گرفته بودى، و ملازمِ منزل و محرابِ عبادت بوده، و از لذّتها و شهوات دنیوى کناره گیر بودى، و بر حسب طاقت و تَوانَت منکَر را با قلب و زبانت انکار مى نمودى،  پس از آن علم و دانشت اقتضاى انکارِ آشکار نمود، و بر تو لازم گشت با بدکاران رویاروى و جهاد کنى، پس تو نیز با آنان به جهاد برخاستى ... آنها پروردگارت و جدّت را به خشم آوردند، و با تو ستیز آغازیدند، پس تو به جهت زد و خورد و پیکار استوار شدى، و چنان با ذوالفقار جنگیدى، که  گویا علىّ مرتضى هستى، و آن ملعون لشکریانش را فرمان داد، تا تو را از آب و استفاده آن منع نمودند..."
یکی از ادعاهای وهابیون و امثال آنها قیام حضرت به علت دنیا دوستی و تصاحب جایگاه سلطنت بوده ولی در کلام حضرت مهدی علیه السلام بی رغبتی امام حسین علیه السلام به دنیا کاملا مشهود است. اما جائی می رسد که ظلم و تعدی حاکم زمان بر مردم و بر اسلام، وظیفه جهاد علیه طاغوت را بر دوش امام می گذارد
پاسخ ناحیه مقدسه به شبهه بدعت بودن گریه در عزاداری حسینی

در این بخش از  زیارت حضرت مهدی علیه السلام پرده از یک راز بر می دارد و عکس العمل عالم تکوین را در باب این مصیبت متذکر  می شود: ".... و آنگاه که تو مقهور و مغلوب گشتى، حقّ و حقیقت موردِ خیانت واقع شد، ... پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِ جدّت رسول خدا -که رحمتِ خدا بر او و آلِ او باد- ایستاد، و اشک ریزان خبر مرگ تو را به وى داد، و گفت: اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان و حَریمَت مباح گردید، پس از تو فرزندانت به اسیرى رفتند، پس (از شنیدنِ این خبر) رسول خدا صلی الله علیه و آله پریشان گردید، و قلبش مضطرب بگریست، و فرشتگان و انبیاء او را تعزیت گفتند، و مادرت زهراء (از مصیبتِ تو) اندوهِناک شد، و دسته هاىِ ملائکه مقرّبین در آمد و شد بودند، پدرت امیرمؤمنان را تعزیت می گفتند، مجالسِ ماتم و سوگوارى براىِ تو در اعلا علیّین برپا شد، و حورالعین به جهت تو بر سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشتها و نگهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریاها و ماهیانش، فردوسها و جوانانش، کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام، و حلّ و حَرَم جملگى گریستند."
زیارت ناحیه مقدسه تابلویی زیبا از عاشورا

این مقاله فقط به ذکر برخی از فرازهای زیارت ناحیه مقدسه پرداخته است. هر کسی که این زیارت را بخواند تصویر بسیار دقیق و موشکافانه ای از عاشورا را تماشا کرده، به خصوص که بداند امام معصوم به دور از هر خطا و سهو و نسیان آن را تصویرگری کرده است و لذا مطمئن می شود با متنی به دور از هر پیرایه ای روبروست. و همچنین می تواند برخی شبهات وارده از سوی وهابیها را با کلام امام مهدی علیه السلام که در زیارت ناحیه مقدسه درج شده، مقایسه کند و به حقیقت پی ببرد.

پی نوشت:
1- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 98، 317؛ ابن طاووس، مصباح الزائر، 221؛.ابن المشهدی، المزار الکبیر، 496 519.



:: برچسب‌ها: پاسخ امام زمان , یامهدی(عج) , پاسخ امام زمان علیه السلام به چند شبهه عاشورایی , عاشورایی , عاشورا , یامهدی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
دانلود سخنرانی استاد مهدی دانشمند

سخنران:استاد مهدی دانشمند

 

موضوع:مهدویت

 

حجم:19مگابایت



:: برچسب‌ها: سخنرانی استاد , سخنرانی دانشمند , دانشمند , سخنرانی , مهدویت , یامهدی , یامهدی(عج) , مهدی دانشمند ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : alialipour
تاریخ : جمعه 08 آبان 1394