close
تبلیغات در اینترنت
امام زمان(عج)

یا صاحب الزمان ادرکنی

یامهدی

دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟!

واسطه‌های فیض خدا به زمین اولیائی هستند که با وجودشان برکت و رحمت الهی به زمینیان خاک نشین می‌رسد. خداوند حافظ و نگهبان آن هاست و آن ها عبد الهی و دوستدار حضرت حقّنند. ما خاک نشینان توصیه شده ایم که دعای فرج بخوانیم تا روزگار خوش آید! چرایی صلوات و دعای فرج ما برای او که حافظ و نگهبانی چون خود خدا دارد چه ارزش و چه سود برای حضرتش خواهد داشت؟!

آیا دعا و صلوات ما برای مهدی فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فایده و سودی دارد؟! این نوشتار می کوشد به این موضوع بپردازد تا از این رهگذر ارتباطمان را با او مستحکم تر نماییم إن شاء الله.

صلوات یک شعار است!

صلوات فرستادن و دعای ما شیعیان برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فارغ از سایر دلایل و علل آن یک «شعار» است! نه اشتباه نکنید! مقصودم شعار به معنای عامیانه آن نیست که صدای طبلی توخالی باشد! بلکه منظور از شعار آن است که به عنوان یک نماد و سمبل شیعیان است. در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است! یعنی شیعه بودن و صلوات یک ارتباط تنگاتنگ نمادین و سمبلیک نیز فارغ از سایر علل را دارا می باشند!

در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است!
دعا و صلوات یک وظیفه!

علاوه بر خاصیت نماد و شعار بودن صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، دعای فرج و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام زنده ی عصر ماست از جمله توصیه های موکد دینی می باشد. «خدایا برای ولیّت حضرت حجة بن الحسن که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد، در این زمان و در همه ی زمان ها، ولی و حافظ و رهبر و یاور و دلیل و چشم باش تا آن زمانی که او را در زمنیت با اراده سکنی دهی و بهره مندی از او را طولانی گردانی.» از همان کودکی می آموزیم که دعای فرج بخوانیم! در مشکلات و سختی ها موقتی تازه یادمان می افتد که امامی هم داریم، برای سلامتی او و تعجیل در ظهورش نذر صلوات می کنیم! براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟
صلوات

خودت را دریاب!

امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه ی فیض و رحمت الهی است. واسطه ای میان ما و خدا: و اتبغوا إلیه الوسیله همان وسائل قابل اطمینان و کاملی هستند که ما را به سوی خدا می برند. پس اگر برای سلامتی این واسطه دعا کنیم و صدقه دهیم در اصل خود را دریافته ایم! ارتباط مستحکم و قلبی ما با واسطه‌های فیض خدا سبب روشنی و جلای قلب های خود ماست و ما را بالا می برد. نزدیک شدن هر چه بیشتر به واسطه تلاش برای صعود به خود خداست! آن چنان که در جامعه ی کبیره می گوییم: «و جعل صلواتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیباً لخلقنا و طهارة لا نفسنا و تزکیة (برکة) لنا و کفّارة لذنوبناو خداوند متعال درود و صلوات ما را بر شما حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما از نعمت ولایت شما کرده برای نیکویی فطرت و خلقت ها و پاکی نفوس ما برای تزکیه و پاکیزگی روح ما از علائق دنیا و کفاره ی گناهان ما بود.

ما به واسطه ی صلوات و دعای سلامتی برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیکویی اخلاقی و طهارت نفس و تزکیه و برکت را نصیب خود می گردانیم و به این طریق کفاره ای برای گناهان خود در نزد پروردگار عالمیان حاضر می نماییم! ای مولای ما! زبان قاصر و قلم ناتوان است از آن که چگونه از خداوند متعال سپاسگزاری نماید که نعمتی چونان شما را به ما ارزانی داشت که حتی دعا برای سلامتی شما نیز منفعت و سودش به خود ما بر می گردد! به راستی او چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد که ما محتاج وصل کردن خود به او هستیم. شاید این طور بتوانیم خود را در نزد خدا و ولی او شیرین کنیم!!

ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد                حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟ او که خود خداوند متعال عهده دار و ضامن حفظ سلامتی و ظهور اوست، چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد؟!

امام پدر غمخوارها!

او که دغدغه اش هدایت خلق خداست، او که از طولانی شدن انتظار برای ظهور بیش از همه خودش دعا می کند، او که با زشتی های ما قلبش می شکند، او که ...

امام ماست که پدر مهربان و دلسوز ماست!

اگر این بار خواستی برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نذر صلوات کنی و یا در قنوت نمازت دعای سلامتی و فرج او را بخوانی، یادت نرود پدر غمخوار تو منتظرست تا با ظهورش، تو را از قید و بندهای دنیای فانی به سوی خدای باقی ببرد! زیرا او بهترین واسطه میان تو و خداست و مهربان ترین و دلسوزترین و با محبت ترین کس پس از خدا به توست!

برای تعجیل در ظهور و سلامتی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات.

ن. رادفر        


منابع و مآخذ:

1- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عصاره ی خلقت، آیت الله جوادی آملی

2- شرح دعای جامعه کبیره- آیت الله جوادی آملی

3- مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی- ترجمه الهی قمشه ای

4- سیری در سیره ی معصومین (علیه السلام)- شهید مطهری

5- پانزده گفتار- شهید مطهری



:: برچسب‌ها: دعا و صلوات بر امام زمان(عج) فایده دارد؟! , دعا , صلوات , امام زمان(عج) , یامهدی(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام

مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام
امام زمان

با مرورى بر مصادر حدیثى ، تاریخى ، عقیدتى ، وتفسیرى شیعه وسنى بدین حقیقت پى خواهیم برد که نخستین کسى که موضوع مهدى منتظر و قیام جهانى او را مطرح و ایراد کرد و حتى مشخصات خانوادگى و پدران و اجدادش را آنچنان دقیقا اعلام نمود که زمینه سوء استفاده مهدى هاى ادعائى و دروغین را از عنوان « مهدى منتظر » خنثى و منتفى نمود ، همانا شخص پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله بود .

آرى حضرتش همانند دیگر شئون سرنوشت ساز اسلامى ، بر اساس وحى الهى ، مسئله مهدویت را پایه گذارى فرمود و نیز با ایراد یک سلسله علائم و نشانه هاى ظهور و ویژگیهاى محلى و تاریخى قیامش ، مسلمانان را هشدار داد که هم به موقع منتظر و آماده ظهور و قیام « حضرت مهدى واقعى » باشند هم فریب مهدى هاى دروغین وساختگى شیطان صفت و ریاست طلب رانخورند ، وهم به اباطیل و گفته هاى خلط مبحث کننده گان حقایق دینى با افکار مغرضین و مستشرقین یهودى و مسیحى ترتیب اثر ندهند .

براین اساس همانطوریکه اشاره شد با مراجعه به مصادر دست اول روایتى ، تفسیرى ، کلامى و تاریخى هریک از مذاهب سنى و شیعه شکى نخواهد بود که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از طرح و ایراد مسائل خدا شناسى ، پیامبر شناسى و اصل مسئله امامت و خلافت بعد از خود ، بیش از هر مسئله عقیدتى و عملى و اخلاقى روى موضوع اخرین خلیفه « برحق بعد از خود و یگانه مصلح جهانى » یعنى موضوع مهدى منتظر و دوران ولادت و کودکیش و از آن پس دوران هاى غیبت صغرى ، غیبت کبرى ، ظهور و قیام جهانى و چگونگى حکومتش ، تکیه نمود .

بطوریکه بخش مهم و غیر قابل انکارى از احادیث و فرموده هایش پیرامون شئون حضرت مهدى موعود منتظر خلاصه شده ، و اضافه بر محتواى مصادر فراوان و منابع بیشمار حدیثى و تاریخى و عقیدتى که بخشى از هریک مختص به ذکر احادیث « مهدى منتظر » است ،تنها تعدادى بیش از یکصد و پنجاه جلد کتاب و رساله با حجم هاى مختلف و سبک هاى گوناگون ، هریک بیانگر ده ها و صدها روایت از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) در باره شئون حیاتى ، خانوادگى ، شکل وشمایل ، و مقام امامتى « امام مهدى» منتظر مى باشد ، که به قلم علما و دانشمندان روحانى و اساتید دانشگاهى اهل تسنن تنظیم و ارائه شده و بسیارى از آنها هم چاپ و منتشر گردیده و از این پس فهرست اسامى آنها به نظر خواهد رسید ، و چه بهتر جهت آگاهى اجمالى به کتابهاى زیر مراجعه شود(1) .

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از طرح و ایراد مسائل خدا شناسى ، پیامبر شناسى و اصل مسئله امامت و خلافت بعد از خود ، بیش از هر مسئله عقیدتى و عملى و اخلاقى روى موضوع اخرین خلیفه « برحق بعد از خود ویگانه مصلح جهانى » یعنى موضوع مهدى منتظر و دوران ولادت و کودکیش و از آن پس دوران هاى غیبت صغرى ، غیبت کبرى ، ظهور و قیام جهانى و چگونگى حکومتش ، تکیه نمود

براین اساس بطور خلاصه از جمله عقاید حقه اسلامى مورد اتفاق سنى و شیعه ، هم عقیده به اصل مهدویت در اسلام است و هم عقیده به امامت و خلافت حضرت مهدى موعود منتظر و قیام جهانى او و برقرارى عدل و داد سراسرى و امنیت همه جانبه و رفاه همگانى به وسیله او .

در این رابطه از نیمه دوم قرن سوم هجرى ، ( 5 سال قبل از ولادت حضرت مهدى حجة بن الحسن ) تا هم اکنون بیش از دوهزار جلد کتاب و رساله و مقاله درحد کتاب و رساله به زبان هاى عربى ، فارسى ، اردو ، ترکى استانبولى ، تایلندى ، انگلیسى ، فرانسوى ، روسى و دیگر زبانهاى مناطق مسلمان نشین بقلم علما و دانشمندان شیعه و سنى تالیف یا ترجمه شده و به شرح مندرج در کتابنامه هاى نامبرده حداقل نیمى از آنها حتى بطور مکرر چاپ و منتشر گردیده ، وبالاخره نه هیچ گونه جاى خالى براى مطرح گردیدن مدعیان دروغین مهدویت و بابیت برجاى گذارده ، ونه سرنخى براى تشکیک افراد مشکک و شیطان صفت ( در اصل مهدویت در اسلام یا در احادیث مورد اتفاق بین شیعه و سنى پیرامون مهدى موعود حجة بن الحسن العسکرى عج ) و نه زمینه اى براى خلط مبحث ( مستشرقین غربى ، یا شرقى هاى غرب زده ) مسائل دینى و حقایق اسلامى را با تخیلات و یاوه گوئى.

آرى قرنها قبل از به نمایش درآمدن تعدادى از مستشرقین یهودى و مسیحى شیطان صفت امثال:

ــ دونالد سن داویت ، مۆلف « عقیده الشیعه » ،بزبان انگلیسى ، ( که ترجمه عربى آن هم در مصر و هم در عراق منتشر گردید ) و جهت آگاهى بر دروغ بافى هاى او چه بهتر مراجعه شود به الغدیر علامه امینى ج 3 ص 320 ــ 323 ،

ــ ولهوسن ، مۆلف « الخوارج و الشیعه » ،

ــ فان فلوتن ، ( 1866ــ 1903 م ) مستشرق هلندى و مۆلف « السیادة العربیه و الشیعه و الاسرائیلیات فى عهد بنى امیه » ،

ــ گولدزیهر یهودى ، ( 1850ــ1921م ) مستشرق فرانسوى مۆلف « العقیدة و الشریعه فى الاسلام » ،

ــ کارل بروکلمان ، ( 1868ــ1956م ) مستشرق آلمانى ومۆلف « تاریخ الشعوب الاسلامیه » ،

ــ لویس ماسینیون ، ( 1883ــ1962م ) مستشرق فرانسوى ومۆلف آثارى از قبیل کتب فوق ،
امام زمان

که با بیگانگى همه جانبه از اسلام هریک موضوع مصلح جهانى اسلام ــ یعنى مهدى منتظر عج و احادیث پیرامون شئون حیاتى و امامتى حضرتش را همانند دیگر حقایق اسلامى ) مورد تخطئه و تکذیب و خلط مبحث قرار داده و به باد مسخره گرفتند

و نیز قبل از سر از آب درآوردن یک عده مسلمان نماى غرب زده و بى اعتناى به مبانى دینى و سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) و بدور از عالم حدیث شناسى امثال:

ــ شیخ محمد عبده مصرى ، ( 1266ــ1323 ) مۆلف « شرح نهج البلاغه » !

ــ رشید رضا مصرى ( 1295ــ1354 ) مۆلف « مجله المنار » و « السنة و الشیعه » .

ــ فرید وجدى مصرى ، ( 1292ــ1373 ) مۆلف « دائرة المعارف القرن العشرین » .

ــ احمد امین مصرى ، ( 1295ــ1373 ) نویسنده المهدى و المهدویة » و « ضحى الاسلام » و « فجر الاسلام » .

ــ سعد محمد حسن مصرى ، شاگرد احمد امین ، نگارنده « المهدیة فى الاسلام منذ اقدم العصور حتى الیوم » .

ــ ابوزهره مصرى ، از زمره علماى جامع ازهر مصر ، مۆلف « الامام زید » و « الامام الصادق » .

ــ دکتر احمد محمد على ، مۆلف « دراسة عن الفرق فى تاریخ المسلمین » .

ــ على حسین السائح لیبیائى ، مۆلف مقاله تراثنا و موازین النقد » مندرج در مجله کلیة الدعوة الاسلامیه لیبى شماره 10 ، سنه 1993 صفحه 185 و 205 .

ــ محمد عبدالکریم عنّوم ، مۆلف رساله دکتراى فلسفه به نام « النظریة السیاسیة المعاصرة للشیعه الامامیة الاثنى عشریة » .

ــ دکتر سلمان بدور ، صاحب « مقدمه » بر رساله عنّوم .

ــ شیخ عبداللّه بن زید آل محمود ، رئیس شئون دینى و محاکم شرعى قطر ، مۆلف « لامهدى ینتظر بعد الرسول سید البشر » .

ــ و شیخ جبهان در « تبدید الظلام » و جز اینها شیخ . . . و ابو . . .

در این رابطه از نیمه دوم قرن سوم هجرى ،تا هم اکنون بیش از دوهزار جلد کتاب و رساله و مقاله درحد کتاب و رساله به زبان هاى عربى ، فارسى ، اردو ، ترکى استانبولى ، تایلندى ، انگلیسى ، فرانسوى ، روسى و دیگر زبانهاى مناطق مسلمان نشین بقلم علما و دانشمندان شیعه و سنى تالیف یا ترجمه شده و به شرح مندرج در کتابنامه هاى نامبرده حداقل نیمى از آنها حتى بطور مکرر چاپ و منتشر گردیده ، وبالاخره نه هیچ گونه جاى خالى براى مطرح گردیدن مدعیان دروغین مهدویت و بابیت برجاى گذارده ، ونه سرنخى براى تشکیک افراد مشکک و شیطان صفت

ابن خلدون مغربى ( درگذشته 808 ) ، احادیث پیرامون مهدى منتظر را در تاریخش ( ص 555 ) ، فاقد اعتبار کمى و کیفى وانمود کرد و گفته هاى بى محتواى او براى اکثر مخالفین غربى و شرقى با امر مهدویت و قیام جهانى مهدى منتظر ، سر نخ خلط مبحث و دروغ بافى و انکارحقایق اسلامى گردید ، در صورتیکه ابن خلدون یک مورخ نا آشناى با عالَم حدیث و حدیث شناسى بوده و هیچ گونه صلاحیت اظهار نظر در این موضوع را نداشته که پیشگوئی هاى پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله ) را پیرامون مشخصات و ویژه گیهاى حضرت مهدى منتظر و قیام جهانى او در 19 روایت وانمود و تخطئه کند .

همچنانکه حدود سه قرن و نیم پیش از پیدایش ابن خلدون ، ابن حزم اندلسى ظاهرى ( درگذشته 456هـ ) به مخالفت و انکار مسئله مهدویت و فاقد اعتبار بودن احادیث آن حضرت برخواست ، آن چنانکه عده اى از مخالفین با امر مهدویت و ولادت حضرت مهدى نیز از نوشته هاى او دم از بیراهه روى و تخطئه موضوع مهدویت زدند .

و ابن حزم را کتابى است به نام « الفصل فى الملل و الاهواء و النحل » که بخشى از آن را اختصاص به بحث درباره حضرت مهدى منتظر داده است .

جالب توجه اینکه ردنویسان بر این کتاب ها و مقالات و شبهه افکنى ها ، وباز کننده گان مشت خیانت مۆلفین آنها نه تنها شیعه بودند که حتى قبل از شیعه علماى سنى هم به انگیزه اثبات مهدى منتظر و اثبات صحت و برخوردارى احادیث مربوط بدان حضرت از اعتبار هرچه بیشتر عالم حدیث شناسى بیکار ننشستند ، بلکه بهترین و محققانه ترین ردّیه ها را بر آنها نوشته و انتشار دادند و از این رهگذر مشت خرابکارى و بیراهه روى مۆلفین نامبرده را باز و بساط دروغبافى و انکار حقایق پیرامون مهدى منتظر عج را برچیدند .

 

پی نوشت:

1 ـ « مهدى منتظر را بشناسید » تالیف نگارنده این مقاله ـ مهدى فقیه ایمانى ـ چاپ 1384 هـ اصفهان ، بیانگر اسامى و مشخصات حدود چهارصد جلد کتاب و رساله خطى و چاپى درباره حضرت مهدى عج است .



:: برچسب‌ها: مهدى منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام , امام زمان(عج) , یامهدی(عج) , اسلام ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
داستان عجیب ملاقات شیخ حسن با امام زمان(عج)

داستان ذیل در مورد شخصی است که عاشق دختر همسایشان شده است. او برای رسیدن به عشقش هر کاری می کند ولی نهایتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) می شود و آخرش را هم که معلوم است....اما نکاتی بسیار تامل برانگیز در این داستان وجود دارد. منجمله اینکه زیارت وجود مقدس حضرت می تواند نصیب هر کسی بشود (و این نیست که خاص عرفا یا خواص باشد) و ثانیا برای دیدار حضرت لازم نیست که حتما درخواست بسیار عارفانه ای داشته باشی. ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع درخواست. اینکه هر چی می خواهی را خالصانه طلب کنی. در هر صورت این داستان را با دقت مطالعه کنید.

عالم ثقه شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف حدیث کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که او را شیخ محمد حسن سریره می نامیدند. او در سلک اهل علم و مرد با صداقتی بود. بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می کرد. حتی قوت و غذای یومیه خود را نداشت و بیشتر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برای خود تهیه کند امّا آنچه به دست می آورد او را کفایت نمیکرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن به سبب فقر و تهیدستی شیخ به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود .

هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حضرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد .

شیخ باقر میگوید : شیخ محمد گفت : من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه ! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می وزید و کمی هم باران می بارید و من هم در دکّه های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه ام می آمد به داخل مسجد بروم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می کردم که این 39 شب ا پایان گرفت و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود .

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی ؟ فرمود : از بعضی از آنها . من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد : نه !! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم . این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد . او از سخن من تبسّم کرد و فرمود : چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای ؟

در این اثناء که در اندیشه بودم و کسی در مسجد نبود آتشی روشن کردم تا قهوه ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم . زیرا عادت به آن داشتم و نمی توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود . ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد .

هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد. در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من در تعجب شدم از این که او اسم مرا می داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می روم .

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی؟ فرمود: از بعضی از آنها. من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد: نه!! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم. این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد. او از سخن من تبسّم کرد و فرمود: چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای؟

من به او گفتم: برای چه سوال می کنی ؟ فرمود: ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی. من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می گفت محبت من به او زیادتر می گشت . برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود : تو بکش من نمی کشم. در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود : تو آن را بنوش. من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می شد. به او گفتم: ای برادر! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی.
مسلم

آیا با من نمی آیی که نزد قبر مسلم(علیه السلام) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم ؟ فرمود : با تو می آیم اما جریان خودت را بگو . به او گفتم. من واقع را برای شما می گویم . من در نهایت فقر و نیازمندی هستم از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می آید و معالجه آن را نمی دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم. گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند: در حوایج خود قصد کن صاحب الزمان(عج) را ! و چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این خواسته ها و حوائج من می باشد .

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود : سینه ات خوب شد . دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را آسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود

آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می ماند تا از دنیا بروی و من هیچ توجه به این سخنان نداشتم . به او گفتم : به کنار قبر مسلم نمی روی ؟ فرمود: برخیز . برخاستم و متوجه جلوی خود بودم . هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود : آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی ؟ گفتم : چرا می خوانم . سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیرة الاحرام گفته مشغول قرائت سوره فاتحه شدم .

من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می خواندم . او نیز فاتحه را قرائت می نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم . در آن هنگام با خود گفتم : شاید این شخص صاحب الزمان(عج) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن میکرد . هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود . ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی دیدم اما او همچنان نماز می خواند و من صدای او را می شنیدم . بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمیتوانستم نماز را قطع کنم . پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می نمودم. به او گفتم : شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم در آن هنگام که با آن نور تکلم می گفتم دیدم آن نور متوجه به حرم مسلم شد که من هم متابعت کردم . آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد .

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود : سینه ات خوب شد . دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را آسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود .

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان



:: برچسب‌ها: داستان هایی از امام زمان(عج) , داستان , امام زمان(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
دانلود ای دوست از حسین کشتکار بوشهری

 

خواننده : حسین کشتکار بوشهری

 

 

نام:ای دوست

 

موضوع : مناجات و درد دلی با امام زمان (عج)




:: برچسب‌ها: یامهدی , دانلود , کشتکار بوشهری , یامهدی دانلود , ای دوست , امام زمان(عج) ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : پنجشنبه 07 آبان 1394
شعر برای اقا امام زمان(عج)

سلام ای که تو را گريه ميکنم شب ها !
خلاصه ی همه ی حرف ها و مطلب ها!

خدا اجازه به شب داده است با اين شرط
که صبح سجده بيارند بر تو کوکب ها

چگونه وصف کنم انتظار را آقا؟
توان گفتنشان نيست اين مرکب ها

ز پشت ابر برون آ ! بتاب زلفت را
که کنج لانه ی خود کز کنند عقرب ها

تويی دليل بقای زمين سرگردان
که نظم داده به اين جمع نامرتب ها

که نقطه ای شده ای ماورای مرگ و حيات
که می رسند به هم کفرها و مذهب ها

برای ديدن حسن تو واشده هر چشم
به اذن توست که وا می شود ز هم لب ها

به انتظارتو اين راه ها درست شده
برای آمدنت زين شده ست مرکب ها

به عشق توست جهان بر مدار می گردد
به شوق توست اگر صبح ميشود شب ها

رسيده هرم نفس های تو به اين اقليم
که باز از هيجان شعله ور شده تب ها

رسيده است به دل هايمان شميم شما
که فارغيم از اين اسم ها و منصب ها

غزل تمام شد و باز آخرش خالی ست
در انتظار تو هستند اين مخاطب ها

اللهم عجل لولیک الفرج



:: برچسب‌ها: شعر , امام زمان(عج) , شعر برای اقا امام زمان(عج) , یامهدی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : alialipour
تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394